Archive for ژوئیه, 2010

درباره عشق

سلام . نوشته های بسیار زیبایی شما عزیزان در بخش نظرات گذاشته بودین که تصمیم گرفتم در صفحه اصلی چست بشن … از همه عزیزان ممنونم

شبو:

همسرم چشما نش رابسته و در خواب عمیقی فرورفته بود.
ازشدت احساس ترحمی که به اوداشتم بغض کردم که او آنچنا ن معصومانه خفته بودومن عا شق اونبودم.
هم صحبتی بااو شیرین بود ولی دربین مردم ازاینکه همسرم بودخجالت میکشیدم.حال آنکه آنچه باعث شده بودبااو هم صحبت شده قرار ازدواج بگذارم همین ظاهربی ادعای اوبود،چراکه من ازهم صحبتی با پسران خوش تیپ همیشه خجا لت میکشیدم. ولی مهرداد که هم کلاسم در کلاس کامپیوتر بودراقبل از آن روزی که به من پیشنهادازدواج بدهد به هیچ وجه به چشم کاندیدی برای ازدواج نمیدیدم حتی نمیدانستم که مجرداست زیرا که به نسبت موهای سفیدی که داشت بالای 35سال نشان میدادپیشانی نسبتا بلندش که ناشی از ریزش موهای جلوی سرش بودرابا بلند کردن موها ی جلویی جبران کرده بود،قدی حدود173وتقریبا لاغراندام بود .ولی آنچه باعث شد من که آن زمان دختری20 ساله بودم پیشنهادمهرداد 36ساله را بپذیرم مشترکات عقیدتی مابود، که هیچگاه از این بابت شاکی نبودم.
ولی مهرداد درک بالایی داشت میدید که چگونه درمهمانیهاازایستادن درکنارش تفره میرفتم. یک روز که ازچنان جمعی به خانه رسیدیم بلوز کهنه ام راکه خیلی دوستش داشتم رابه طرفم پرت کردو گفت ارزش من برای توبه اندازه این بلوز است که درخلوت باآن خوشی ولی هر گزآن رادر مجلسی به تن نمیکنی .از نقطه سنجی دقیق مهرداد تعجب کرده بودم واو ازسکوت من دیوانه میشد. اعتراف این حقیقت حتی برای خودم مشکل بود. بارها به روانشنا س مراجعه کرد م ولی بیفایده بود.
اشک ازچشمانم جاری شد بربالی ن همسرم نشستم وگویی برای جبران تمام بی توجهیهاوخود بوسه بارانش کردم. ازخواب بیدارشدوباتعجب مراخیره گشت، گفتم: صبح به خیر عزیزم منو ببخش اگه تابه حال ناراحتت کردم خیلی دوستت دارم.مهرداد جواب داد من هم عاشقتم. عشق ولی من باعشق نسبت به مهردادگویی بیگانه بودم. هیجان عشق گویی درسینه من حبس گشته بودکه تا سخن ازعشق می آمد تلنگری به خاطر شکسته آن عشق پنهان درقلبم میزد که تداعی جزاندوه برای من نداشت . امروز که 8 سالی ازازدواجم با مهرداد میگذرد از وجودمهرداد در کنارم دیگرشرمگین نمیشوم بلکه به او افتخارمیکنم زیراکه اوبود که به من فهماند عشق چیست.

عشق حس پنها نیست که برای هر کس رؤیاییست به کمال رسیده وقتی که عشق درکالبد انسانی تجلی یافت سراسر نقص میشودکه حتی آن نقص برای ما دوست داشتنیست.

آیلا :

اندوه عشق:
آنچه عشق است لایق فانی نیست
وقتی عشق بی قصور در کالبدانسانی متجلی شد صفات نقص رابه خو د میگیرد که درمقابل شاید صفاتی راهم داشته باشد والاترازانتظار
وقتی که من اوراپذیرا شوم واومرارد کند
اندوه عشق همیشه همراهم میماندتاروزی که جسم فانی رهایم کند وبه عشق واقعی بپیوندم.

دستم راگرفت، کنار کشیدم، سر به زیرانداخت وبدون اینکه نگاهم کند گفت: یعنی دیگرتورا نخواهم دید، گفتم تا سرنوشت چه بخواهد…ولی افق فراق تاآنجا که میبینم بی پایان است.
گفت:افق عشقمان راهم بیپایان میدیدی پس چه شدکه حالادیگری رابرگزیدی؟
افسوس که نتوانستم حقیقت رابه او بگویم به سختی به چشما نش نگاه کردم ولبخند زدم و گفتم خوشبخت باشی عشق من.
وقتی روی ازاو برگرداندم و به راه افتادم اشکهایم از حبس رهایی یافته بااشتیاق تمام ،گونه هایم رامرطوب کردند. حیف که او نفهمید من اورا به خاطرعشق تازه ای ترک نکردم بلکه به خواهش مادرش که دختر ثروتمندی رابرای ازدواج بااودر نظر گرفته بود کنار کشیدم .زیرا که من یک دختر پرورشگاهی بیش نبودم ،ما درش به دستو پایم افتادآنقدر تمناکرد که تصور کردم موجود رذلی هستم ومن رذل چگونه میتوانستم آنکه بیش از هرکس دوست میداشتم را به بادتمسخر روانه کنم.
برگزیده ازمنبعی ناشناس


عشق رامن جدای از رابطه جنسی میدانم.،
عشق حتی جزیی از این رابطه نیست وبه اصطلاح منطقی مقوله ایست مانعة الجمع بارابطه جنسی.عشق والاترازاین حرفهاست .عشق معصومیت است.عشق دوست داشتن بی درنظر گرفتن منطق است.عشق ندیدن مانعهاست.عشق عطش دربرگرفتن است.
عشق آرزوست،عشق ستم رواگشته برعاشق است.عشق واداشتن بر این است که بگویی عشق دروغ است. عشق اشک هجران است. وعاشق تسلیم نمیشود. حال آنکه رابطه جنسی تسلیم مقابل شهوت است وبامرگ رغبت برآن میمیرد. ولی عشق بامرگ نخواهد مرد.

ژوئیه 21, 2010 at 10:07 ق.ظ. 14 دیدگاه

اخبار حوادث یا چشیدن طعم گیلاس ؟؟؟

سلام .( میدونم بد مینویسم ولی شما ببخشید )

واقعا تا حالا فکر کردید که :

1ولا : چه قدر ما انرژی بیهوده صرف مسائلی میکنیم که د ر واقع هیچ ارزشی ندارن ؟؟؟

2ومن : وچه قدر چیزهای زیادی در اطراف ما هستند که واقعا انسان باید برای اونا انرژی بزاره ؟؟؟  ولی نمیزاره

به نظر شما شیندن اخبار حوادث بهتره یا چشیدن طعم  گیلاس ؟؟؟

ژوئیه 14, 2010 at 7:59 ق.ظ. بیان دیدگاه

روشهای غلبه بر خشم و عصبانیت احساسی

خشم احساسی

کنار آمدن با احساسات هیچوقت آسان نیست، مخصوصاً وقتی که عصبانی هستیم. خشم نوعی احساس است اما وقتی در زندگی خودمان و سایرین مشکل ایجاد می کند به یک مسئله دشوار تبدیل می شود. احساسات از این نظر بلااستفاده هستند که این یک حس است که باعث می شود بدن به تغییرات درون فرد واکنش دهد و او را برای اعمال پرتوان  فوری آماده می کند.

ترس ریشه خشم و محرکی است که حس رنجش و آزار را جلوی چشم می آورد. وقتی کسی از نظر فکری احساس تهدید کند، واکنش او همراه با ترس خواهد بود. ترس کاملاً در تاروپود این حس نفوذ کرده است؛ ازاینرو فرد همیشه قادر به کشف آنچه که باعث عصبانیتش می شود نیست. وقتی این اتفاق می افتد (برحسب میزان ترس و موقعیت مورد نظر)، فرد با هیجان و فکر نسبت به مشکل رفتار می کند.

اگر فرد موقع واکنش دادن فکر نکند، احتمالاً فاجعه ای رخ خواهد داد. فکر همان جایی است که باید باشد و اگر یاد گرفته باشیم که در موقعیت ها از فکرمان استفاده کنیم، دیگر برای کنترل آزردگی خود مشکلی نخواهیم داشت.

اما، اگر عادت داشته باشیم که هیجانی و احساسی واکنش دهیم، در طول زندگی خود مشکلات زیادی خواهیم داشت. برخلاف باور عموم، احساسات بیشتر از اینکه به ما برای داشتن یک واکنش پخته در همه موقعیت ها کمک کند، ما را دچار توهمات بیهوده می کند. اگر در یک موقعیت خطرناک باشید و به احساساتتان اجازه بدهید بر فکرتان حکمرانی کنند، به احتمال خیلی زیاد دچار خطر خواهید شد.

بعنوان مثال اگر برای دعوا کردن تحریک شدید و احساساتتان به هیجان آمده باشد، دیگر دنبال راه حل هایی برای اجتناب از دعوا نخواهید بود. اما اگر با فکر جلو بروید، خواهید توانست با حرف زدن طرف مقابل را آرام کنید یا خیلی راحت از آن موقعیت خودتان را بیرون بکشید.

البته این درمورد همه مشاجرات و دعواها پیش نمی آید اما در اکثر آنها عمل می کند. احساسات شما نقش مهمی در مشاجرات دارند چون عصبانیت هم نوعی احساس است . این مسئله را می توان در دعوای زن و شوهرها دید. می دانیم که اگر هر دوی آنها سر همدیگر جیغ و داد بکنند، مشکلشان بیشتر می شود. می دانیم که هر دو طرف از نظر احساسی تحریک شده اند. حالا اگر یکی از دو طرف از فکرش استفاده کند، خواهد توانست مشکل را ببیند و راه حلی برای کنار آمدن با آن پیدا کند. حتی ممکن است ببینند که چقدر مشکلشان مسخره است و این مسئله را به طرف مقابل هم منتقل کند.

میدانیم که وقتی بچه ها دعوا می کنند بعد از اینکه می فهمند چقدر دعوایشان احمقانه بوده، خیلی زود با هم آشتی می کنند. درنتیجه، اینجا احساسات نقش داشته است و بچه ها را فریب داده و به آنها قبولانده که دعوایشان قابل توجیه است. اما اگر بچه ها با فکرشان تصمیم می گرفتند می توانستند درمورد مشکلشان با هم حرف بزنند و برای حل آن با هم کنار بیایند.

خشم رفتاری آموختنی است که همه ما باید چه مستقیم و چه غیرمستقیم، با آن دست و پنجه نرم کنیم. وقتی در سیستمی زندگی کنیم که به ما یاد می دهد که خشونت پاسخ مشکلات است، دیگر انتظار کنترل رفتار از فرد عصبانی در جامعه خیلی سخت خواهد بود.

می بینیم که تاثیر نقش بسیار مهمی در مشکلات مربوط به تندی و بدخلقی دارد. ازآنجاکه رهبران به ما می گویند که وقتی قادر به کنترل فرد مقابل یا گروهی از افراد نیستید، خشونت چاره کار است، اینجاست که با تاثیرات مواجه هستیم. اجتناب از تاثیرات منفی در اکثر مواقع غیرممکن است اما می توانیم راه بهتری برای وفادار ماندن به حقایق و نقاط خوب زندگی پیدا کنیم.

با نگاه کردن به جنبه مثبت، می توانیم ببینیم که جنگ مشکلات بسیار زیادی برای ما به وجود آورده و به سود هیچکس نبوده است. می توان با نگاه کردن به رهبران و  سردمداران جنگ ها به این موضوع پی برد. حالا اگر در جامعه با خشونت رفتار کنید به زندان برده می شوید و رفتار شما عواقبی به دنبال دارد. درنتیجه، آنچه رهبران به ما یاد می دهند این است که برتری نقش مهمی در کنترل و دشمنی دارد. اینکه یاد بگیریم مثبت فکر کنیم، آنطور که فکر می کنید سخت نیست. فقط کافی است که مدام برای خودتان تکرار کنید که امروز قرار است روز خیلی خوبی برای من باشد.

برای اینکه برای اطرافیانتان فردی مطمئن و قابل پیش بینی باشید، خیلی مهم است که در زمانهایی که عصبانیتتان تحریک می شود، بتوانید آرامش خود را حفظ کنید. این قدرت به شما این امکان را می دهد که چه در کارتان و چه در زندگی خصوصیتان به اهدافتان دست پیدا کنید.

1. احساسات و هیجانات منفی را فقط رودررو یا پشت تلفن بیان کنید. ایمیل، دستگاه پیامگیر تلفن، و یادداشت برای بیان کلمات منفی مناسب نیستند. چیزی که روی صفحه کاغذ مثل بمب است، وقتی کلامی بیان شود مثل پر خواهد بود.

2. در پاسخ خود از این جمله استفاده کنید، «می فهمم». این جمله درزمان هایی که تنش بسیار بالا است و برای ایجاد توافق یا آشتی با طرف مقابل نیاز به وجه اشتراک دارید، بسیار کمکتان خواهد کرد.

3. دقت کنید که چه موقعی با حرفی که کسی به شما می زند، احساس می کنید تهدید شده اید. با وسوسه دفاع کردن از خودتان یا قطع رابطه با فرد مقابل مقابله کنید.

4. تمرین کنید که وقتی عصبانی هستید از دیگران چیزی درخواست کنید. مطمئناً همیشه درخواست داشتن خیلی بهتر از بروز عصبانیتتان مفید است. بعنوان مثال، اگر پرستار بچه تان با گذاشتن ظرف های کثیف داخل سینک آشپزخانه دیوانه تان کرده است، خیلی بهتر است که از او بخواهید اینکار را تکرار نکند تا اینکه عصبانیتتان را بیرون بفرستید.

5. سعی کنید دقیقاً جملاتی که کسی که دچار درد احساسی عمیقی شده به شما می زند یا وقتی کاملاً با طرفتان مخالف هستید را تکرار کنید. این تکنیک آینه باعث می شود هم گوینده و هم شنونده بحصی متمرکز داشته باشند، مخصوصاً وقتی این تکنیک برای این انجام می شود که فرد درک بهتری از یک دیدگاه دیگر پیدا کند.

6. مسئولیت احساساتتان را بر عهده بگیرید و دست از مقصر کردن دیگران بردارید.

7. سعی کنید به حرفهای هر دو طرف یک دعوایی که خودتان در آن هستید گوش دهید انگار که نقش داور را دارید. اگر بتوانید به این طریق گوش بدهید و پاسخ بدهید، سریعتر آرامش را به مشاجره برمی گردانید و به راه حل دست پیدا می کنید. بعنوان مثال، در پاسخ به درخواست ترفیع یکی از کارمندانتان ممکن است بگویید، «از یک طرف درک می کنم که واقعاً به این ترفیع نیاز داری و از طرف دیگر من نماینده شرکتی هستم که الان وضعیت بودجه آن چندان جالب نیست. آیا می توانم به طریقی روی پاداش تو کار کنم که نیاز به پول در آ ن نباشد؟» به این ترتیب دیدگاه میانجی به دنبال مصالحه ای خلاقانه خواهد بود که محدودیت ها و نیازهای هر دو طرف را در نظر بگیرد.

8. برای ایجاد مهارت هایی برای کنترل احساسی خود در موقعیت های سخت، نگرشی جالب و تفریحی داشته باشید. می توانید در یک مکالمه بسیار پر تنش و خشمگین بعنوان یک ورزشکار برجسته به خودداری فکر کنید. همچنین می توانید ایجاد این مهارت را با تمرین کردن با وزنه در باشگاه مقایسه کنید که هرچه عضله خوددار بیشتر استفاده شود، رشد بیشتری خواهد داشت و به میزان بیشتری در شرایط پرتنش آرام می ماند.

9. وقتی موقعیت دیوانه تان می کند چند روز صبر کنید تا کمی از نظر احساسی آرام شوید. با گذشت زمان می توانید منتقدانه تر به مسائل و موقعیت نگاه کنید و راه حل بهتری برای مشکل پیدا کنید.

10. تصمیم بگیرید که در مواقع عصبانیت رسمی و مودب حرف بزنید. اگر به خودتان اجازه بدهید که عصبانی شوید و از کوره در بروید دیگر افراد در کنار شما احساس امنیت نمی کنند. آنها تصور خواهند کرد که شما فردی غیرقابل پیش بینی هستید و ممکن است به هر عملی دست بزنید. ترس دیگران شما را به اهدافتان در روابط یا کار نمی رساند.

منبع : مردمان

ژوئیه 14, 2010 at 7:40 ق.ظ. بیان دیدگاه

فی ل تر شدن وبلاگ !!!

سلام . سلام . سلام .

خودتون دیدید که همه wordpress چند روزی فیلتر شد و گریبان وبلاگ بنده رو هم گرفت …..

خوب به هرحال درست شده فلا ….

خلاصه ببخشید … دوباره وبلاگ مثل گذشته به روز میشه به امید خدا

ژوئیه 9, 2010 at 8:25 ق.ظ. ۱ دیدگاه


توجه توجه

1- به قسمت بزرگسالان حتما حتما مراجعه کنید 2 - حتما به دسته بندی ها یه سرکی بکشید . ضرر نمیکنید 3 - نظر یادتون نره

آمار وبلاگ

  • 592,998 نفر