Archive for ژانویه, 2010

تفاوت عشق با وابستگی

«کسی که خود را اسیر هوس می کند، به سوی نابودی پیش می رود، امّا آن که عاشقانه بر عشق بوسه می زند، همچون پرنده ای به سوی طلوع و آزادی، پرواز میکند» «ویلیام بلیک»

وابستگی  چیست؟

وابستگی به احساسی گویند که کسی با اسارت و بستن دست و پای خود، نفر مقابل را نیز اسیر خود می کند و به اعماق چاه می کشاند. اگر کسی در یک رابطه احساس ترس و عدم امنیت کند و دائماً فکر از دست دادن یار خود باشد، ناخودآگاه وابسته می شود.

وقتی وابسته کسی می شوید، بر او تکیه می کنید و هر چه که بگوید و انجام دهد، برای شما خوشایند است و در این بین است که به او نزدیک تر و به نوعی با وی آمیخته می شویم. وابستگی با نزدیکی ارتباط با شخص مقابل، رابطه ای مستقیم دارد.

ما با خیال عشق، نزدیک تر و وابسته تر می شویم تا اینکه منیّت خود را از دست می دهیم و محو می شویم. وابستگی به حالاتی چون، کنترل طرف مقابل، حسادت و محدود کردن آزادی منجر می شود، در این وضعیت، ما تابع احساسات فوق هستیم و تمام ابعاد زندگی ما را همچون زنجیری احاطه میکند.

این وابستگی تمام زندگی ما را در بر می گیرد و همچنان ادامه می دهیم تا وقتی که یکی از طرفین یا چیزی، اوضاع را تغییر دهد، با کوچکترین تناقضی، نسبت به یار خود،  عکس العملی تند نشان داده و متعاقباً در این جرّ و بحث، کلماتی رد و بدل می شود که باعث ایجاد حس تهدید، از دست دادن وی و به آتش کشیدن روح ما می شود و نتیجه ای جز، احساس حقارت، انتقام جویی و خودخوری در بر نخواهد داشت. اگر وابسته ی کسی شوید، دوست دارید که همه چیز طبق خواسته و نظر شما پیش رود و به دلیل عدم اجراء و تایید آن،  احساس می کنید در زندگی طرف خود زیادی هستید و سردرگم و گیج می شوید.

چارلت کاسل در کتاب خود(اگر بودا ازدواج می کرد)، می گوید: «در وابستگی، دو طرف وابسته ی تحسین، تصدیق، سکس، امنیت خاطر و حالات و عواطفی هستند تا بتوانند ارزشهای خود را باور کنند. جملاتی تکان دهنده چون، «من با تو احساس خوبی ندارم» یا در مقابل، «تو به من احساس خوبی می دهی»، این ها علائم وابستگیست، چرا که در صورت عدم وجود طرف مقابل و نظرات او، شخص اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. این به آن معنی نیست که کسانی که فقط وابسته نیستند و عاشق واقعی هستند، این تأییدات، جملات و حمایت ها را در رابطه ی خود ندارند، بلکه عاشق های حقیقی، در اعتماد به نفس، ذات و خلق و خوی خود، وابسته ی مطلق و پیرو معشوقه ی خود نیستند و با حفظ منیت درونی خود، عاشق یار و همدم خود می باشند.

عشق

کسی که عاشق واقعیست، معشوقه ی خود را رها و آزاد می گذارد، عشق می ورزد بدون انتظار، خود محوری در این رابطه معنایی ندارد، عاشق، همواره با احساسات عمیق، معشوقه خود را می ستاید، اگر بین آنها بحث یا مشکلی باشد، درست است که هر دو طرف غمگین و ناراحت می شوند، اماّ خوب می دانند که در انتها باز هم به سوی هم برمی گردند و گاهی اوقات این ناراحتی ها، باعث جذّابیت و استحکام بیشتر رابطه ی آنها می شود. وی همواره از معشوقه خود انتظار ندارد که حکم دلقکی را بازی کند و دائماً او را خوشحال کند.

عشق زمانیست که با چشم و ذهنی باز بسوی یار خود بشتابیم، این حس از درون و اعماق وجود ما شکل می گیرد. در نگاه اوّل، تمام وجود ما دگر گون می شود، در این بین وابستگی و دلبستگی نیز ایجاد می شود، امّا با این تفاوت که این عشق دو طرفه است و هر دو به یکدیگر اجازه می دهند که با کنترل این وابستگی، فضایی آزاد برای سیر در افکار عاشقانه خود داشته باشند و با مرور زمان این دگرگونی و عواطف، بدون بستن دست و پای همدیگر، بیشتر و بیشتر می شود.

از وابستگی تا عشق

چطور می شود که رابطه ها از وابستگی و اسارت به درجه ی عشق و آزادی می رسد؟ و از پیچک های مزاحمی که تحت عنوان دوست داشتن ولی در اصل وابستگی،  وجود ما را در بر گرفته آزاد شویم و با حسّ رهایی و استقلال از عشق و رابطه ی خود با معشوقه مان لذّت ببریم؟

اوّلین گام در این راه، خود شناسی است، با بررسی رفتار و اعمال خود ببینیم که دقیقاً کدام از آنها را بدون خواسته و آگاهی خود، طوطی وار اجرا می کنیم. حقیقت این است که نهایت رابطه ی وابستگی چیزی جز رنج و عذاب نیست. نحوه ی واکنش ها، انتظارات خود را از طرف مقابل بررسی کنید و نسبت به اطمینان و تداوم حقیقی این رابطه مطمئن شوید. اگر وابسته باشید، به وضوح می بینید که ناخودآگاه گفتار و رفتار شما صرفاً تحت فرمان طرف مقابل شماست.

گام بعدی این است که خود بخواهید که از این اسارت رها شوید، اگرچه در این راه باید به تدریج و بادرایت عمل کرد. مسلماً این تغییر حالت، در بیشتر مواقع، سخت و دردآور است، البته تحمّل این حالات، زمان بر بوده و به یکباره نباید صورت گیرد، همچنین در این بین باید از اعتراض و سرزنش و مقصّر دانستن طرف مقابل خودداری کنید. «خود را کنترل کنید»، به این معنی که در حین ترک عادات غلط قدیمی، با کنترل احساسات خود، از شکایت و ایجاد اضطراب و آشفتگی جلوگیری کنید. البته در این بین باید انتظار هر عکس العملی را از طرف مقابل خود داشته باشید، مثل، عصبانیت، توهین و…، کار راحتی نیست امّا باید صبورانه تحمّل کنید.

امواج و افکار منفی همیشگی را که باعث ایجاد عدم امنیت و ترس در وجودتان بود را رها کنید و واکنشی به آنها نشان ندهید. به جای احساس قربانی شدن، مسئولیت اعمال و رفتار خود را بپذیرید و اختیار خود را به دست بگیرید.تنها به چیزی فکر کنید که در شما احساس آرامش می دهد نه سرزنش و انتقاد و اجبارات منفی طرف مقابل، شما خود مسئول خوشنودی خود هستید. به جای اینکه خود را همچون موجودی آویزان به وی حس کنید، نقش حیاتی خود را به عنوان انسانی بالغ بدست گیرید.

اگر بتوانید یار خود را بدون هیچ انتظار، تحکّم و … تصور کنید، موج سرزندگی، آزادی فوق العاده و جدیدی وجود شما را در بر می گیرد، اگر هر دو طرف به نتایج عذاب آور، ترسها و خواسته های بی منطق و رنج آور ناشی از وابستگی آگاه شوند، هر دو به خود می آیند و بر آن می شوند تا با یک بازنگری، رابطه ی خود را از یک رابطه ی تحمیلی به رابطه ای سرشار از شادی و انرژی مثبت تغییر دهند. در واقع با تسلط و کنترل خواسته های نامعقول خود، ترسها، عصبانیّت و صدمات ناشی از واستگی را محدود و ابر تیره را از روی خورشید عشق و حرارت ناشی از آن که تا به حال مخفی مانده بود کنار می زنید.

منبع : مردمان

ژانویه 29, 2010 at 5:07 ق.ظ. بیان دیدگاه

علم بهتر است یا ثروت ؟؟؟

علم بهتر است یا ثروت ؟

ژانویه 25, 2010 at 7:19 ق.ظ. بیان دیدگاه

ماهی های پرنده !!!

دیوید آتنبرو مستندساز مشهور انگلیسی در مجموعه حیات خود نمونه هایی از عجیبترین گونه های جانداران در جهان را به همراه محل زندگی آنها معرفی کرده که پرنده ماهی از جمله این گونه ها به شمار می رود.

مهر: یکی از رویایی ترین این جانداران پرنده ماهی ها هستند که قادرند مسافتی برابر 50 متر را بر فراز آب دریا پرواز کنند، این ویژگی منحصر به فرد که هیچ ارتباطی با گونه آبزیان ندارد به این ماهی های کوچک کمک می کند به راحتی از تهدید شکارچیان خود بگریزند.

این جانداران در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و آخرین رکوردی که از مدت پرواز این ماهی های زیبا به ثبت رسیده 45 ثانیه پرواز در خارج از سطح آب بوده است.

گونه دیگر از عجایب جهان ماهی گل خورک است که آبشش خود را به گونه ای با دو محیط انطباق داده است که در هنگام خروج از آب مقادیری آب را در آن نگهداری کند.

همچنین باله های این ماهی نیز به گونه ای تکامل یافته که در خشکی و در محیطهای گل آلود ماهی از آن به عنوان پا برای راه رفتن استفاده می کند. این ماهی ها می توانند با کمک پاهای خود و به منظور جلب توجه به هوا بپرند.

ماهی

به نقل از کنجکاو

ژانویه 24, 2010 at 4:20 ق.ظ. بیان دیدگاه

ده سوال ضروری که باید پیش از ازدواج از یکدیگر بپرسید

همواره از شنیدن واژه «ازدواج»، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و …از ذهن ما می گذرد، امّا خوب، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به ده نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند، اشاره می کنیم تا شما هم بی گدار به آب نزنید!!

1-     نحوه تصمیم گیری:

ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین ، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.

2-     وظایف در زندگی

در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخودآگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.

3-     فرزند در زندگی

در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید؟ فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجاییکه هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را دراین زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.

4-     عقاید و باورها

شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.

5- حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده

با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.

6- انتظارات

البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که  هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل می توانید زندگی خود را متدوام کنید.

7- رابطه ی جنسی

شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد سکس و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.

8-مسائل مالی

درمورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود. بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.

9- صرف زمان با یکدیگر

در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما  دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید،  امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:»هرچه تو بگویی!»، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونیتان، افسردگی روح شما را دربر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

10- اعتیاد، سیگار، الکل…

به عنوان آخرین مطلب ولی در عین حال مهم، به خاطر داشته باشید، دانستن و آگاهی از هر کدام از مصرف مواداعتیاد آور، سیگار، … در یکی از طرفین و با این آگاهی زندگی مشترک را شروع کردن، به معنای سر کردن و قبول وضعیت وی است. بنابراین قبل از ازدواج ضمن روراست بودن و تبادل نظر در این موارد، در صورت تصمیم قطعی برای ازدواج، باز هم با نگاهی عمقی به این مسئله فکر کنید تا بتوانید کنار بیایید.

منبع : مردمان

ژانویه 23, 2010 at 6:28 ق.ظ. بیان دیدگاه

چای را تلخ بخورید چون …

می‌خواهید بدانید چرا این‌قدر تاکید می‌ شود که چای‌تان را بدون قند یا شکر بنوشید؟ به فهرستی از اثرات ناخوشایند این دو ماده مضر بر سلامت‌ نگاهی بیندازید،

قند و شکر:

1 – دستگاه ایمنی بدن را تضعیف می‌کنند.

2- دفاع بدن در مقابل عفونت‌ها را کاهش می‌دهند.

3- خطر بیماری قلبی را افزایش می‌دهند.

4- تری‌گلیسیرید خون را بالا می‌برند.

5- کلسترول بد خون (ldl) و کل کلسترول را افزایش می‌دهند.

6- کلسترول خوب خون (hdl) را پایین می‌آورند.

7- در جذب کلسیم و منیزیم ایجاد تداخل می‌کنند.

8- در ایجاد استئوپروز (پوکی استخوان) نقش دارند.

9 -در ابتلا به دیابت موثرند.

10- قندخون ناشتا را بالا می‌برند.

11- باعث ابتلا به چاقی می‌شوند.

12- دندان‌ها را می‌پوسانند.

13- بیماری‌های لثه را بدتر می‌کنند.

14- معده را اسیدی می‌کنند.

15- خطر بیماری‌های التهابی روده را می‌افزایند.

16- با کمبود مس در بدن ارتباط دارند.

17- چسبندگی پلاکت‌های خون به یکدیگر را بالا می‌برند.

18- با ابتلا به فشارخون ارتباط جدی دارند.

19- بر کار کلیه‌ها تاثیر نامطلوب می‌گذارند.

20- از علل ایجاد آلرژی غذایی هستند.

21- ایجاد رادیکال‌های آزاد را در خون سرعت می‌بخشند.

22- میزان چربی کبد را می‌افزایند.

23- باعث باقی‌ماندن مایعات اضافه (توسط کلیه‌ها) در بدن می‌شوند.

24- با حالاتی مثل افسردگی، سردرد (میگرنی)، اضطراب، اختلال تمرکز و فعالیت بیش از حد، خصوصا در کودکان ارتباط دارند و مقدار آدرنالین خون کودکان (مرتبط با اضطراب) را بالا می‌برند.

25- حملات افت قندخون را موجب می‌شوند.

26- غذای اصلی سلول‌های سرطانی در بدن هستند.

و به این فهرست، موارد بسیار زیاد دیگری هم اضافه شده است که ذکر آنها در این فضای اندک مقدور نیست.

هر کدام از این یافته‌ها، حاصل سال‌ها تحقیقات پزشکی گوناگونی است که قرار است نتیجه آنها، باعث تغییر رفتار هر کدام از ما در حفظ سلامت‌مان شود.حذف کردن قند و شکر از کنار چای، قدم کوچکی نیست…

حرکتی بزرگ و رفتاری حاکی از شخصیت است که دستاورد تمام این پژوهش‌ها را به بار می‌نشاند.

موافق نیستید؟

آمارها نشان می‌دهد که سرانه مصرف‌ قند و شکر در کشور ما نسبت به وضعیت جهانی‌اش بسیار بالاست به طوری که برآورد می‌شود هر ایرانی به طور متوسط سالانه مقدار 29 تا 30 کیلوگرم قند و شکر مصرف می‌کند که از میانگین جهانی که حدود 19 تا 20 کیلوگرم است، به مراتب بیشتر می‌باشد.

میزان مطلوب مصرف قند و شکر طبق مطالعات سازمان جهانی بهداشت، حداقل باید به کمتر از 15 کیلوگرم در سال (42 گرم در روز در کل مواد غذایی مصرفی) برسد تا قند و شکر، حداکثر 10 درصد از کل انرژی دریافتی فرد را تامین نماید و به علاوه، خطر بیماری‌های دندان را به پایین‌ترین حد برساند.

هر حبه قند، حدودا 4 تا 5 گرم وزن دارد. اگر هر ایرانی به طور متوسط روزی 3 استکان چای بدون وقفه در تمام ایام سال بنوشد و هر کدام را با 2 حبه قند میل کند، فقط و فقط حذف کردن این حبه قندها از کنار چای، باعث تقریبا 11 کیلوگرم کاهش مصرف سرانه قند در سال می‌شود و مصرف سرانه هر ایرانی را به راحتی به میانگین جهانی می‌رساند.

نوشیدن چای تلخ و بدون استفاده از قند یا شکر، فرهنگی است که سال‌هاست در کشورهای پیشرفته جا افتاده و ترویج می‌شود.

طبیعی است که ما ایرانی‌ها که دوست داریم کام‌مان شیرین باشد، هنوز عادت نکرده‌ایم که تلخی چای را تحمل کنیم. اما واقعیت این است که نوشیدن چای تلخ، شروع کردنش به مراتب سخت‌تر از ادامه دادنش جلوه می‌کند و اگر دو سه روز اول را تحمل کنیم، روزهای بعد نوشیدن آن به مراتب راحت‌تر می‌شود.

منبع

ژانویه 20, 2010 at 6:11 ق.ظ. 3 دیدگاه

توجه به ….

شرلوک هلمز کارگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر ان خوابیدند.نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست .بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی ؟ واتسون گفت : میلیونها ستاره میبینم . هلمز گفت : چه نتیجه می گیری ؟ واتسون گفت از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم . از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است ، پس باید اوایل تابستان باشد . از لحاظ فیزیکی ، نتیجه می گیریم که مریخ در موازات قطب است ، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد . شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت : واتسون تو احمقی بیش نیستی . نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که چادر ما را دزدیده اند .

نیتجه حکایت :

بعضی وقتها ساده ترین جواب کنار دستهایمان است ولی این قدر به دور دست ها نگاه می کنیم که آن را نمی بینیم

به نقل از اینجا

ژانویه 18, 2010 at 3:41 ب.ظ. بیان دیدگاه

فصل امتحانات

تو این چند روز که امتحانات بود و هستش …….

واسه همین تو این چند روز به روز نکردم . خلاصه ببخشید .

ژانویه 17, 2010 at 2:13 ب.ظ. بیان دیدگاه

نوشته‌های پیشین


توجه توجه

1- به قسمت بزرگسالان حتما حتما مراجعه کنید 2 - حتما به دسته بندی ها یه سرکی بکشید . ضرر نمیکنید 3 - نظر یادتون نره

آمار وبلاگ

  • 592,998 نفر