Posts filed under 'بزرگسال'
چطور خودتان را فردی تحصیل کرده نشان دهید
ا کمک این مقاله میتوانید یاد بگیرید که چطور احترام دیگران را در محل کار، مدرسه، دانشگاه یا اجتماعات دیگر به دست آورید.

مراحل
1. موقع حرف زدن با دستورزبان صحیح صحبت کنید. جملات را کامل بیان کنید، در مواقع مناسب مکث کنید، و کلمات اضافی را از حرفهایتان حذف کنید.
2. در حرف زدنتان از کلمات تکراری پشت سر هم استفاده نکنید. دایره لغاتتان را گسترش دهید تا بتوانید با حداقل کلمات به بهترین صورت منظورتان را برسانید.
3. از عبارات عامیانه مخصوصاً عباراتی که موجب ناراحتی کسی می شود، استفاده نکنید.
4. صادق باشید.
5. قسم نخورید/فحش ندهید.
6. قبل از ارائه نظراتتان، مخصوصاً وقتی می خواهید توصیه ای بکنید، خوب و با دقت به حرف طرف مقابل گوش دهید.
7. از کسی به خاطر اطلاعاتی که نمی خواهد عنوان کند، پرس و جو نکنید.
8. ظاهری آراسته و مرتب داشته باشید. لباسهایتان را اتو بزنید، دقت کنید که همه دکمه هایتان بسته باشد، موهایتان را تمیز و مرتب نگه دارید، کفش هایتان را واکس بزنید و ناخن ها و دندانهایتان را هم تمیز نگه دارید.
9. سروقت سر قرارها حاضر شوید.
10. عادات بد مثل ناخن جویدن یا دست کردن در موهایتان را کنار بگذارید.
11. قبل از برداشتن وسایل دیگران حتماً اجازه بگیرید.
12. وسایلتان را تمیز و مرتب نگه دارید.
13. زنگ موبایلتان را طوری انتخاب کنید که وقتی به صدا درمی آید در حضور دیگران احساس خجالت نکنید.
14. مودب باشید. از الفاظ مودبانه مثل، “سلام”، “لطفاً”، “متشکرم” و “عذر می خواهم” استفاده کنید.
نکات
· این قوانین را در خانه آنقدر تمرین کنید تا برایتات شکل عادت بگیرند.
· به اطراف خود خوب دقت داشته باشید.
· همیشه لبخند روی لبهایتان داشته باشید.
· دو برابر آنچه حرف می زنید، گوش دهید.
· به جای “آره” از “بله” استفاده کنید.
هشدارها
· هیچوقت وانمود نکنید کسی هستید که نیستید.
· هیچوقت سعی نکنید خودتان را برتر و بالاتر از طرف مقابل نشان دهید.
· سعی کنید دیگران را اذیت نکنید.
· به مقدسات بی حرمتی نکنید.
· اگر چیزی را متوجه نمی شوید، قبل از اینکه طرف مقابل درمورد آن از شما سوال کند، بلافاصله توضیح بیشتر بخواهید.
· غیبت نکنید.
· قبل از تعریف یک لطیفه یا خاطره با خودتان فکر کنید که مبادا کسی را آزار دهد.
· وقتی می خواهید بحثی را تغییر دهید، مراقب باشید که بی ادبانه جلوه نکند.
· هیچوقت ارزشهایتان را به خطر نیندازید.
منبع : مردمان
4 comments سپتامبر 7, 2009
عشق و محبت ستون خانواده
کسی که بداند محبوب کسی نیست خودش را بی کس و تنها می شمارد، همیشه پژمرده و افسرده است. ولی وجود همسر در زندگی موجب عشق و محبت است. و خلا محبتی انسان را پر می نماید.
علامه شهید استاد مطهری می گوید: ” قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقمند به یکدیگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقهای که به اشیاء دارند. علاقهای که انسان به اشیاء دارد از خود خواهی او ناشی میشود، یعنی انسان اشیاء را برای خود میخواهد به چشم ابزار به آنها نگاه میکند، میخواهد آنها را فدای خود و آسایش خود کند، اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را میخواهد، از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت میبرد.”
پس فرد زمانی به سعادت و آسایش می رسد که ازدواج درستی کند و به واسطه آن بتواند خود خواهی و خود کامگی را از خود دور نماید.
علل میل به تشکیل خانواده
۱) تشکیل خانواده:تشکیل خانواده یکی از نیازهای فطری بشر، بلکه از فطریات بسیاری از حیوانات است، هر فردی از افراد بشر که به سن رشد و کمال می رسد؛ یعنی به حدی که بتواند خانوادهای را تاسیس نماید، دوست میدارد که از عضویت خانواده پدر و مادر خود خارج شود و مستقلا تشکیل خانواده بدهد و با همسر و فرزندی، با کمال آسایش زندگی کند.
حب بشر به تشکیل خانواده از حب فطری او به بقا، سرچشمه گرفته است، زیرا بقای هرفردی از افراد بشر و هم چنین بقای اجتماع بشری بستگی به تشکیل خانواده دارد و اگر خانواده از میان برود بقای فرد و نیز بقای جامعه بشری متزلزل میشود، چون بیشتر افراد بشر بر حسب طبیعت نمیتوانند بدون آن که یار و مددکار یا پرستاری داشته باشند، به تنهایی زندگی کنند؛ آیا این نتوانستن به واسطه ادراکات عقلی بشر است که از این جهت بر حیوانات برتری دارد یا از ضعف و ناتوانی جسمی و بهداشتی او نسبت به حیوانات است؟ یا علل دیگری دارد که مربوط به سخن ما نیست و خود بحثی جداگانه است؟ به هرحال بشر برای بقای خود احتیاج به تشکیل خانواده دارد و بدون آن، زندگانی برای او بسیار دشوار بلکه غیر ممکن است؛ زیرا در اثر عدم تشکیل خانواده، حیات فرد متزلزل شده و رو به نابودی میرود و در آن صورت است که حیات اجتماعی نیز رو به انحلال می رود.
۲) عاطفه بشری: از امتیازاتی که بشر بر حیوانات دارد، داشتن عاطفه و مهربانی است. آن اندازه که بشر فرزند یا پدر و مادر یا بستگان و خویشاوندان خود را دوست میدارد و به آنها مهر میورزد و از ناراحتی یا مرگ آنها پریشان میشود و در غم ایشان میسوزد، حیوانات چنین نیستند.
عاطفه بشری یکی از علل تشکیل خانواده است، کسانی که عاطفه ندارند، از بشریت دورند و از استثناهایی هستند که در جمیع قواعد و قوانین کلی یافت میشوند.عاطفه بشری نیز به تنهایی اقتضا دارد که بشر تشکیل خانواده دهد؛ زیرا بشر به کسی که عاطفه میورزد با او بودن را دوست دارد و جدایی او را دشمن می داند شکوه هایی که عشاق از فراق معشوق، یا پدر و مادر از فراق فرزند میکنند، از عاطفه بر میخیزد.
۳) انس فطری: از علل دیگری که موجب تشکیل خانواده میشود، انس است. انس از فطریات بشر است، هر فردی از افراد بشر اگر چندی با موجودی بگذراند و روزگاری را با او طی کند، با او انس پیدا میکند. گاه با گلی یا درختی انس پیدا میکند، گاه با خانهای یا شهری یا کشوری، گاه با شخص معینی یا دستهای از مردم مانوس میشود و از جدایی آنها رنج میبرد. انس بشر به همسر و فرزند، یکی دیگر از علل تشکیل خانواده است.
عامل اساسی خانوادهپس از این که به علل تشکیل خانواده و لزوم آن پی بردیم، حال باید عامل اساسی این خانواده را بشناسیم.
عامل اساسی و اصلی تشکیل خانواده، زن است؛ زیرا مرد هرچند خواهان تشکیل خانواده باشد نمیتواند رل اساسی را در آن بازی کند از این نظر، بزرگ ترین و مهم ترین وظیفهای که بر دوش زن نهاده شده است و او نیز توانایی انجام آن را دارد، همانا تشکیل خانواده است که پایه و بنیاد تمام تشکیلات اجتماعی است، اگر تشکیلات خانواده منظم و مرتب شد، تشکیلات اجتماعی مرتب خواهد شد؛ پس گزافه نگفتهایم اگر بگوییم پایه اساسی تمام سازمانهای اجتماعی بردوش زن نهاده شده است. خداوند حکیم قدرت فوق العادهای به زن عطا فرموده است. سعادت و خوشبختی خانواده و بدبختی خانواده نیزدر دست او می باشد.
زن می تواند خانه را به صورت بهشت برین در آورد، و می تواند به صورت جهنم سوزانی تبدیل سازد، می تواند شوهرش را به اوج ترقی برساند و میتواند به خاک سیاهش بنشاند. زن اگر به فن شوهرداری آشنا باشد و وظائفی را که خدا برایش مقرر فرموده انجام دهد می تواند از یک مرد عادی بلکه از یک مرد بیعرضه و بیلیاقت یک شوهر لایق و آبرومند بسازد. یکی از دانشمندان می نویسد: زن قدرت عجیبی دارد، مثل قضا وقدر است، هر چه بخواهد همانست.
اسمایلز می گوید: اگر زن با تقوی و خوش خلق و کدبانویی در خانه محقر و فقیری باشد آن خانه را محل آسایش و فضیلت و خوشبختی می سازد.
ـ ناپلئون میگوید:اگر می خواهید میزان تمدن و پیشرفت ملتی را بدانید به زنان آن ملت بنگرید.
ـ بالزاک میگوید: خانه بی زن عفیف، قبرستان است.
شوهرداری در نظر اسلام به قدری اهمیت دارد که آن را در ردیف جهاد در راه خدا قرار داده، حضرت علی (ع) می فرماید: “جهاد زن به این است که خوب شوهرداری کند.”با توجه به این که جهاد در راه خدا برای ترقی و عظمت اسلام و دفاع از کشورهای اسلامی و اجرای عدالت اجتماعی بزرگترین عبادت است ارزش شوهرداری معلوم می شود.
ـ شکسپیرمی گوید: چیزی که در زن، قلب مرا تسخیر می کند مهربانی اوست نه روی زیبایش. من زنی را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.
ـ امام رضاعلیه السلام می فرماید: بعضی زنها برای شوهرشان بهترین غنیمت هستند: زنانی که به شوهرشان اظهارعشق ومحبت می کنند.
ـ پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله فرمود: بهترین زنان شما، زنهایی هستند که دارای عشق و محبت باشند.
بنابراین راز اصیل آفرینش زن چیزی غیر از گرایش غریزی واطفاء نائره شهوت میباشد که خداوند آن را آرامش زن ومرد بیان کرده واصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی اصل دانسته ومرد را مجذوب مهر زن معرفی کرده است. ضمن آن که حقیقت هر دو را یک گوهر دانسته وهیچ امتیازی از لحاظ مبدا قابلی آفرینش بین آنها قائل نشده است. در سوره اعراف میفرماید:” هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها….” ( اعراف/۱۸۹)
منظور از نفس واحده همان حقیقت واحده و گوهر واحد است. یعنی مبدا قابلی همه انسانها یک حقیقت است ودر این امر هیچ فرقی بین زن ومرد نیست، چنانکه هیچ امتیازی بین انسان اولی وغیر اولی نیست واین گونه از تعبیرها همانند تعبیر به بنیآدم است که شامل همه انسانها حتی حضرت آدم نیز خواهد شد نظیر آیه ذریه:
” و اذ اخذ ربک من بنیآدم من ظهورهم ذریتهم…” (اعراف/۱۷۲))
” وهنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت…” که این اخذ میثاق اختصاص به فرزندان آدم ندارد بلکه شامل آن حضرت هم خواهد بود.
کلمه “نفس″ در آیه مزبور تانیث سماعی ومجازی دارد نه حقیقی وتانیث کلمه واحده به همین لحاظ است ومعنای نفس واحده همانا حقیقت واحد اصل فارد است.
منظور از زوج در این آیه نیز زن است که همسر مرد است. و بهترین تعبیر از زن کلمه زوج است نه زوجه که جمع آن ازواج است نه زوجات. وتعبیر از زن به کلمه زوجه فصیح نیست بلکه راغب در مفردات آن را لغت ردیئه دانسته وبه همین خاطر در هیچ قسمت از قرآن از زن به عنوان زوجه واز زنان دنیا یا آخرت به عنوان زوجات یاد نشده بلکه فقط زوج وازواج یاد شده است.
چون عنوان زن با تعبیر زوج مطرح شده قهرا مرد به عنوان شوهر از آیه استفاده میشود و ضمیر مذکر لیسکن، به مرد بر میگردد یعنی مرد بدون آفرینش زن سکینت وآرامش ندارد ونیازمند به انیس است.
مرجع ضمیر مؤنث – الیها نفس واحده نیست وبلکه به زوج بر میگردد یعنی زن ومفاد آن چنین میشود که گرایش انسی مرد به زن است وبدون آن مانوس نیست وبا وی انس گرفته وآرام میشود.
” و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.”(روم/۲۱)؛ ” و از نشانههای او این که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، ومیانتان دوستی و رحمت قرار داد. آری، در این نعمت برای مردمی که میاندیشند نشانههایی است.
● رابطه فرزند با پدر و مادر
پس از این که به الزام تشکیل خانواده و ضرورت آن و نحوه روابط زن و مرد پی بردیم، حال باید ببینیم که در این خانواده فرزندان چگونه باید تربیت شوند و نحوه روابط آنها با والدین خود چگونه باید باشد.
مهم ترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام میدهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمیتوان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد. گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیهای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.
قرآن کریم در آیات فراوانی فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش میکند و تعبیرهای خاصی در این باره به کار میبرد که حاکی از اهمیت فوق العاده مسأله است. در آیه ۳۶ از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرک نورزیدن به او، بی درنگ میفرماید: و به پدر و مادر احسان کنید؛ .
در آیه ۲۳ از سوره اسراء تعبیر” و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا…”؛ و پروردگار تو مقرر ساخت که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خویش احسان کنید.؛ قضا در این جا به معنای تکلیف حتمی و مؤکد است. بالاترین تکلیف انسان عبادت خداوند است و پس از آن احسان به پدر و مادر قرار دارد. در آیهای دیگر میفرماید: ما به انسان سفارش کردیم که نسبت به پدر و مادر خویش به خوبی رفتار کند؛. و از آن جا که این سفارش ممکن است موجب این توهم شود که فرزند باید به طور کامل تسلیم پدر و مادر باشد، میفرماید : اما اگر آنان کوشش کردند تو را به کفر بکشانند دیگر اطاعت نکن؛. تقارن این دو مطلب بیانگر آن است که انسان چه اندازه باید در برابر پدر و مادر خویش خاضع و تسلیم باشد. نفس این استثنا حاکی از گستره لزوم اطاعت و سرسپاری و فروتنی در برابر والدین است. در سوره لقمان پس از بیان همین مطلب که اگر تو را وادارند تا درباره چیزی که تو را به آن دانشی نیست به من شرک ورزی، از آنان فرمان مبر.؛ سفارش میکند در عین حال که ایشان مشرکاند و تو را به شرک فرا میخوانند، باید در دنیا به خوبی با آنان معاشرت کنی و رفتارت نسبت به آنان نیکو باشد.از دیگر تعابیر شگفت قرآن در این باره آن است که میفرماید:” ان اشکرلی و لوالدیک…”؛( لقمان/۱۴) [به انسان سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش.؛ در هیچ جای دیگر از قرآن این تعبیر وجود ندارد که خداوند شکرگزاری خود را مقارن با دیگری قرار داده باشد و این حاکی از اهمیت بسیار و سرشار احسان به پدر و مادر و رعایت حقوق ایشان است.
در جایی دیگر، قرآن کریم سفارش میکند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگی و ناشکیبایی نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شدهاید: اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکی پروراندند.؛
بنابراین اگر انتخاب زن و مرد در ابتدا برای ازدواج با معیارهای صحیح انجام شود؛ خانواده ای تشکیل می دهند که محیط مساعدی برای تربیت و رشد و شکوفایی فرزندان می باشد و در نهایت خانواده انسانهای وارسته و شایسته ای به جامعه تقدیم می نماید.
Add comment آگوست 22, 2009
صداقت رکن اصلی زندگی موفق و معتبر
اگر تمایل دارید تا در نزد دیگران از اعتبار و شخصیت والایی برخوردار شوید بهتر است که صادق باشید. اگر علاقه مند هستید تا دیگران گفته ها و سخنان شما را در هر حالتی بپذیرند بازهم بهتر است صادق باشید.
صداقت یا راست گویی یکی از بهترین ویژگی هایی است که هر انسان سالمی می تواند از آن برخوردار باشد. صداقت ابزار قدرت مندی است برای ساختن اعتبار و اطمینان. اولین خصوصیات رفتاری هر معتمدی، صداقت و صراحت اوست. همین صداقت و صراحت است که نیمی از مشکلات ما را به راحتی از بین می برد و دست ما را برای بیان خواسته ها و برنامه هایمان باز تر می کند. صداقت مانند یک نیروی نامرئی، مانع از ادامه اشتباهات و خطاهای ما می شود. چرا که با بیان حقیقت دیگر راهی برای ادامه خطا و اشتباه وجود ندارد و ناخودآگاه راه بیراهه ما به بن بست خواهد رسید. راستگویی روح و روان را جلا می دهد، قدرت بیان را افزایش می دهد و سخن را شیواتر می سازد. افراد راستگو از قدرت و جرات مناسبی در بیان حقایق برخوردارند و راحت تر می توانند به اعمال و رفتار اشتباه دیگران اعتراض کنند. با صداقت پایه زندگی سالم بنا می شود و استحکام آن دوچندان می گردد. رنجش دیگران از ما کمتر می شود و کمتر خود و اطرافیان دچار دردسر می شویم.
اضطراب و نگرانی با صداقت رابطه متضاد دارد، به عبارتی در صورت برخورداری از صداقت، اضطراب و استرس کاسته می شود و در صورت عدم وجود صداقت، استرس و نگرانی افزایش می یابد.
اعتبار و آبرو موضوع دیگری است که صداقت در آن نقش مستقیم دارد. افراد دروغگو دیر یا زود اعتبار و آبروی خود را نزد اطرافیان از دست می دهند و ارزش کلام آن ها به صفر خواهد رسید. به وعده و قول های آن ها کم تر کسی توجه می کند و کم تر با آن ها معامله می کند. در مقابل آدم های راستگو، افرادی خوش قول و وفادار هستند که تحت هر شرایطی از قول و وعده خود سر باز نمی زنند. آن ها منکر حقایق نمی شوند و خود را به اصطلاح” به کوچه علی چپ…” نمی زنند. قضاوتشان عادلانه است و به راحتی اعتماد دیگران را جلب می کنند.
آن ها دوست ندارد دیگران از اعتماد و اعتبارشان سوء استفاده کنند و برای کسی تبعیض و استثنا قایل نمی شوند. ایمان و عقاید محکم و استواری دارند که به راحتی گرفتار دسیسه و نیرنگ نمی شود. آن ها برای سخن دیگران ارزش قایلند وتا زمانی که خلاف آن اثبات نشود، صحت آن را می پذیرند.
برای اینکه فرد راستگویی باشیم در مرحله اول بهتر است تا وظایفمان را به درستی انجام دهیم. درست و نادرست هرکاری را بشناسیم و از اعمال اشتباه خود جلوگیری کنیم. ایمان و عقیده مشخصی داشته باشیم و به آن پایبند باشیم.از دروغ و سخنان غیرواقعی بپرهیزیم. زمان رویارویی با مشکلات فورا به دروغ متوسل نشویم. اولین دروغ، آخرین دروغ نخواهد بود زیرا برای اینکه دروغ اول خود را اثبات کنیم باید تا زمان روشن شدن حقیقت در رابطه با آن موضوع به دروغ های خود ادامه دهیم. از قضاوت و محاکمه نترسیم و به خاطر فرار از آن دروغ نگوییم، زیرا اگر به ناحق از محاکمه فرار کنیم در نهایت مجازات الهی گریبانگیر ما خواهد شد، پس بهتر است آن را همان ابتدا بپذیریم و از بدتر کردن اعمال خود با دروغ و افترا بپرهیزیم.
به خوبی در توضیحات بالا مشخص است تنها تصمیم به راستگو شدن کافی است تا قسمت زیادی از اشتباهات و خطاهای ما از بین برود. ما تنها با رعایت راستگویی می توانیم فردی سالم و پرهیزگار باشیم که تا حد زیادی از گناه و اشتباه به دور خواهد بود.
امیر دشتکیان
1 comment آگوست 17, 2009
بهترين پدر براي پسر خود باشيد
بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه چنانچه فقط فرزندتان را دوست بداريد و به فكر او باشيد، اما ندانيد چگونه با او ارتباط برقرار كنيد، متاسفانه پدر خوبي برايش نخواهيد بود.
در اين بخش به چند گروه از پدران اشاره ميكنيم و اميدواريم شما جزو هيچيك از آنها نباشيد تا بتوانيد ارتباطي به مراتب نزديكتر و صميميتر با فرزند پسر خود داشته باشيد.
البته نااميد نشويد، با رعايت برخي از نكات كوچك ميتوانيد بسيار بهتر و موثرتر از آنچه تاكنون بودهايد، باشيد. در ضمن لازم نيست يكشبه خود را تغيير دهيد، بلكه رعايت اين موارد در ارتباطات و تعاملات شما با فرزندتان بتدريج موجب استحكام رابطه خواهد شد.
ايدهآلگرا نباشيد
يك دفترچه برداريد و هر بار كه به طور مستقيم و يا غيرمستقيم به فرزندتان امر و نهي يا از او انتقاد ميكنيد، در اين دفترچه يادداشت نماييد. در پايان هفته، خودتان قضاوت كنيد كه چه بر سر فرزندتان آوردهايد.
برخي از پدرها ميخواهند تمام رفتارها و گفتارهاي فرزندشان را كنترل نمايند، در صورتي كه اين كار فقط به اعتماد به نفس او صدمه ميزند. اگر شما اين گونه هستيد، حداقل سعي كنيد روزي يك مورد از انتقادها و امر و نهيهايتان را كم كنيد و تا پايان هفته به نتيجه قابل قبولتري برسيد.
نكته ديگر اين كه به منظور تحسين و تشويق فرزندتان، منتظر بهترينها نباشيد. بسته به سنش در هر كاري كه سعي ميكند بخوبي انجام دهد، او را تشويق نماييد؛ چه اين كار ساختمانسازي با الگو باشد و چه انجام كامل تكاليف دبستان و يا حتي نحوه خوب غذا خوردن.
حتي وقتي ميشنويد كه در مدرسه يا جايي خارج از منزل رفتار خوبي داشته يا كار خوبي انجام داده، تشويق و حمايت خود را از او نشان دهيد تا احساس صميميت بيشتري ميان خود و او ايجاد كنيد.
مطمئن باشيد كه تشويق مادر و يا معلم و هيچكس ديگري، جايگزين تشويق و لبخندي كه شما به او ميزنيد، نخواهيد شد.
مثل بمب ساعتي نباشيد
در نظر بگيريد اگر رفتار و گفتار شما در يك روز كامل ضبط شود، چه خواهد شد. برخي از پدران مانند بمب ساعتي هستند. آنها در روز چندين بار منفجر ميشوند و يا حتي در آغاز ملايم بوده و پس از چندين ساعت بتدريج عصباني و عصبانيتر شده و نهايتا منفجر ميشوند.
اگر شما نيز اين گونه هستيد، جلوي آيينه برويد و چهره و حالت صدا و حتي لحن خود را جلوي آيينه تكرار نماييد. خواهيد ديد كه نهتنها فرزندتان بلكه هيچكس ديگري تمايل به تحمل شما در چنين لحظاتي ندارد. پس لطفا كمي تجديدنظر كنيد.
البته براي بهبود اين مورد، شيوهاي ساده وجود دارد و آن هم اين كه از كلمات و رفتارهاي جايگزين براي خود استفاده نماييد. بدين ترتيب كه كلمات يا رفتارهايي را از قبل به صورت قراردادي براي خود تعيين نماييد تا در صورت بروز عصبانيت و انفجار آنها را استفاده نماييد.
اين كار ميتواند از گفتن يك جمله ساده تا چند دقيقه استراحت و دراز كشيدن و يا هر چيز ديگري باشد.
بياحساسنباشيد
به موارد زير توجه نماييد و ببينيد كه از نظر احساسي، چه نوع رابطهاي با پسرتان داريد:
او را در آغوش ميگيريد.
ميگذاريد وقتي عصباني هستيد، هر رفتاري از شما سر بزند.
با هم ميخنديد و اوقات خوشي را ميگذرانيد.
وقتي چيزي موجب ناراحتي شما شده، با استفاده از كلمات و حالت چهره با او ارتباط برقرار ميكنيد.
وقتي عصباني هستيد، به طريقي متعادل عصبانيت خود را نشان ميدهيد، نه با حالت تهاجمي و دشمني و مخالفت با هر چيزي كه او ميگويد.
وقتي فردي از دوستان و آشنايانتان از دنيا ميرود، ميگذاريد كه پسرتان نيز از احساس شما باخبر شود يا اين كه ميخواهيد تنها باشيد و احساستان را مخفي نگه داريد.
ــ وقتي در مورد وقايع و مسائل مختلف نظري دارد، از او ميخواهيد كه احساسات و عواطفش را بيان كند و يا دائما به او ميگوييد كه اشتباه ميكند و نبايد اين گونه فكر كند.
به موارد بالا فكر كنيد و سعي كنيد موارد درست را از نادرست تشخيص دهيد. شايد برايتان راحت نباشد كه به طرق گوناگون ابراز احساسات نماييد و يا حتي او را در آغوش گرفته و ببوسيد، اما بدانيد هرچه رفتارهايتان سادهتر و بازتر باشد و رفتاري دوستانهتر داشته باشيد، واكنشي به مراتب بهتر از جانب پسرتان دريافت خواهيد كرد.
بگذاريد او بداند چقدر دوستش داريد و چقدر موفقيت و خوشحالياش برايتان مهم است. حتي به او بگوييد كه چقدر از نحوه ضربه زدنش به توپ لذت ميبريد.
پدرغايب نباشيد
برخي از پدران در شبانهروز بيشتر از چند دقيقه در كنار فرزندشان نيستند و در مواردي شديدتر ممكن است چند روز و يا چند هفته به اقتضاي فعاليتهايشان در خانه نباشند. اين موضوع تاثير منفي بر فرزندان بويژه پسران دارد، زيرا آنها نياز به الگوي خود دارند. اگر شما نيز مشغله زيادي داريد، سعي كنيد از هر فرصتي براي بودن با فرزندان استفاده نماييد.
در شرايطي حتي ميتوانيد از محل كار با فرزندتان تماس بگيريد و نتيجه امتحان يا بازي فوتبالش را در تيم مدرسه از او بپرسيد تا او بداند با وجود غيبت از خانه، توجهي به مسائل مربوط به او داريد.
در غير اين صورت ممكن است فرزندتان بخصوص در سنين كودكي با انجام كارهايي كه ميداند دوست نداريد مانند فرياد زدن يا حتي رفتارهاي ناخوشايند، توجهي را كه نياز دارد، از شما طلب كند. در چنين مواردي، پيام رفتار او اين است: «من به بودن با شما و ارتباط با شما نياز دارم. لطفا به من فرصت بدهيد.»
پس سعي كنيد او را با راندن از خود نااميد نكنيد و خستگي و بيحوصلگي خود را بهانه نكنيد، زيرا تاثير اين كار به مراتب بدتر است تا اين كه چند دقيقه با او همراه شويد و سپس به نوعي بازي يا صحبت را كوتاه نماييد.
نویسنده : سحر كمالي نفر
Add comment آگوست 3, 2009
همدلی چیست ؟؟؟
همدلی چیست ؟
شما به دیگران چه می گویید که به آنها نشان دهید چقدر آنها را درک می کنید و اینکه چه مقدار به آنها توجه داشته و می خواهید شنونده احساسات و اندیشه های آنها باشید ؟
همدلی یعنی توانایی ورود به دنیای فردی دیگر . اینکه به وضوح بتوانیم :
- احساسات او در آن لحظه
- و معنی آن احساسات را درک کنیم
- و بتوانیم به روشی با او ارتباط برقرار کنیم که او احساس کند درک شده است
تعریف عملیاتی :
ما زمانی همدلی کرده ایم که بتوانیم شرایطی را فراهم کنیم که فرد را در یک فضای سالم و غیر تهدید کننده (غیر داورانه) قرار دهیم تا او بتواند احساسات و افکارش را که برایش اهمیت دارد را ابراز کند.
ما هنگامی همدل شده ایم که بتوانیم
- معنای سطحی کلمات
- و معنای زیرین آنها
- به همراه احساسات همراه با پیام را شناخته و درک کنیم .
همدلي يعني به احساسات ، نيازها، تقاضاهاي ديگران توجه داشتن ، به اين احساسات و نيازها و تقاضاها احترام گذاشتن و نگران آنها بودن. پذيرش آنها همانگونه كه هستند. همدلي يعني توان فهم عقايد و باورهاي ديگران.
كاربرد و نتايج همدلي :
- همدلي ارتباط بين فردي، افراد را تقويت مي كند .
- افزايش احساس درك شدگي و رهايي از تنهايي، حمايت اجتماعي، علاقه اجتماعي
- افزايش احترام و اعتماد .
- lفزايش مسئوليت پذيري و ايثار .
- كاهش بيماري هاي روان تني ، افسردگي و …
- توانمندي جامعه
گامهاي همدلي :
- پرهيز از قضاوت و ارزيابي طرف مقابل و استفاده از قضاوت معلق
- گوش كردن
- درك نياز ها و توانمنديهاي طرف مقابل
- تحمل افراد مختلف و مخالف و پذيرش آنها همانگونه كه هستند.
- دوست داشتني شدن
- خود را جاي ديگران بگذاريم
- تحمل آراء مخالف
- احترام قائل شدن براي ديگران
- دوست داشتن ديگران بدون قيد و شرط
موانع همدلي :
- برچسب زدن
- قضاوت و پيشداوري كردن
- درشت نمايي
- ريز نمايي
- نصيحت كردن
- سرزنش كردن
- غفلت كردن
- به رخ كشيدن
چند نکته :- به خاطر داشته باشید که مردم تمایل ندارند به دلیل ترس از مورد قضاوت واقع شدن صحبت کنند.
- به فرد مقابل به عنوان یک فرد احترام بگذارید.
- به احساسات فرد فراتر از افکار سطحی افراد پاسخ دهید .
- روی فرد تمرکز کنید نه روی موقعیت
- قضاوت نکنید
(منبع : مرکز آموزشی نیایش قوچان – با اندکی تلخیص )
به نقل از : سایت علمی دانشجویان ایران
1 comment جولای 20, 2009