فواید و مضرات مجازات اعدام

من که به شخصه شدیدا با مجازات اعدام مشکل دارم شما چطور ؟؟؟

از قدیم الایام تا کنون، درهر مللی مجازات اعدام، برای اجرای نظم و عدالت درجامعه حکم فرما بوده است، در اینجا به بررسی فواید و مضرّات این مجازات می پردازیم.

اعدام تحت قوانین خاصّ، برای کسانی اعمال می شود که به نوعی قوانین اجتماعی را زیر پا گذاشته یا جرائمی چون، قتل، دزدی و … را مرتکب می شوند.

هرچند که این جرایم در بیشتر سرزمین ها همچون، کشورهای آسیایی، خاور میانه، اروپا و آمریکا، حاکم است، امّا هنوز هم در برخی از ملل، به دلیل ضعف در وضع و اجرای این مجازات ها، آمار جرائم هرروز افرایش می یابد. نحوه ی اجرای اعدام در  کشورها، متفاوت است، که عمده ترین روش ها، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی، تزریق آمپول هوا و …می باشد.

نظریات در مورد قبول یا ردّ مجازات اعدام متفاوت است، برخی معتقد به اجرای کامل این قانون و برخی دیگر نیز این مجازات را افراطی و غیر انسانی می دانند و خواستار تغییر در حدود آن می باشند.

فواید:

  • اعدام، شدیدترین مجازات برای مجرمین است. کسی که مرتکب به قتل می شود، مجازاتش مرگ است. منطق این مجازات این است که در صورت مجازات این افراد، دیگر کسی جرأت ارتکاب این جرائم را نخواهد داشت و آمار جرائم کاهش می یابد.
  • مجازات زندان، در این صورت فرد مجرم، پس از آزادی از زندان دوباره دست به خلاف جدیدی می زند. از آنجاییکه یک دزد، زمینه ی انجام جرم های دیگری را نیز دارد، مثل، قتل، …، بنابراین اجرای مجازات اعدام، خود تهدیدی برای قاتلین و دیگر مجرمین می شود و موجب برقراری امنیت بیشتری را در جامعه خواهد شد.
  • بعضی نیز معتقدند، به جای حبس های طولانی مدّتی که فرد مجبور است سالهای عمر خود را بیهوده پشت میله های زندان بگذارند، اعدام برای او بهتر است. چرا که علاوه بر هزینه های زندان، اگر مجرم قرار باشد بعد از آزادی، دوباره به همان منوال و شاید هم بدتر زندگی خود را بگذراند، بهتر است بمیرد.
  • در واقع، اعدام در ازای زجریست است که فرد قربانی در اثر جرم مجرم کشیده شده است. بیشتر مردم معتقدند کسی که جان انسانی را می گیرد، دیگر حقّ زنده بودن را ندارد. از طرفی، این مجازات تا حدّی برای بازماندگان مقتول، مرحم و نشانه ی اجرای عدالت می باشد.
  • از آنجاییکه یک زندانی در طول مدت حبس، احتمال انجام جرائم بدتر، مثل، ضرب و شتم، قتل و … را نیز دارد، بنابراین اعدام، به نوعی جلوی این عواقب بعدی را می گیرد. اگرچه، در مقابل، خیلی از مردم معتقدند، مجازات اعدام، برای برخی جرائم، عملی غیر منصفانه و غیراخلاقیست.

مضرّات

·        اگر ما هم همچون مجرم، مقابله به مثل کرده و او را اعدام کنیم، پس از نظر فردی و ارزشهای اخلاقی، چه تفاوتی با کسی که مرتکب جرائم وحشتناکی همچون قتل می شود، داریم.

·        اعدام همیشه مجازات صحیح و عادلانه ای نیست. چرا که به غیر از عدّه ای افراد ثروتمند، معمولاً بقیه افراد بیچاره به دلیل عدم توانایی مالی، قادر به اخذ وکیل و دفاع از حقّ خود نیستند. به همین دلیل است که همواره مجرمین طبقه ی فقیر اجتماعی، ناگزیر، به اعدام محکوم می شوند.

·        باید به هر انسانی فرصت تغییر و اصلاح داد. با اعمال قوانینی از جانب قضات، می توان فرصت اصلاح و شروع زندگی دوباره امّا سالمی را به آنها داد. همانطور که طبق آمار، مجرمانی بودند که پس از گذراندن زندان یا جرائم مالی، اصلاح شده اند و برای جامعه مفید بودند.

·        حتّی گاهی، فردی بی گناه به اشتباه دستگیر شده، در حالی که قاتل واقعی کسی دیگر است یا شاید او تنها نقشی فرعی دراین قضیه داشته باشد. چرا که در بسیاری از موارد پیش آمده که پس از اعدام مجرم بی گناه، قاتل واقعی پیدا شده است!

·        طبق برخی گزارشات، اعدام، خیلی تأثیری مثبتی هم در کاهش جرائم در جوامع نداشته است و همچنان در این جوامع، آمار قتل و جرائم، افزایش می یابد.

هنوز پس از سالیان دراز، پاسخی برای سوال وجود ندارد که آیا اعدام مجازاتی منصفانه است یا غیر عادلانه؟ البته در برخی موارد نیز، مجازات اعدام در نهایت به دلیل جرائم قبلی مجرم و تکرار آن، به حقّ است. امّا براستی درست که جان مجرمی را بگیریم و وی را از ادامه حیات محروم کنیم؟؟

دلایل مخالفت با اعدام

1-     انکار حقّ بشریت

طبق قوانین دفاع از حقوق بشر، اعدام به نوعی زیر پا گذاشتن یکی از موهبت های الهی، یعنی حقّ حیات هر انسان است.

2-     احتمال اشتباه

طبق آمار، در خیلی از موارد، فردی به اعدام محکوم شده، در حالی در اثر آزمایشات اداره آگاهی، همچون DNA، و … بی گناهی وی ثابت و دستور عفو صادر شده است!

3-     قضاوت ناعادلانه

در بسیاری از موارد، مجازات اعدام، بر مجرمین طبقه پایین و ضعیف تر تحمیل و اعمال می شود. بیشتر این مجرمین همواره در زندگی فقر و بدبختی را تجربه کرده اند. آنها بودجه ای برای اخذ وکیل و دفاع از حقّ خود ندارند. حتّی در برخی موارد، رأی های غیر منصفانه ای، تحت تأثیر نژادطلبی قضات یا جامعه، صادر می شود و رأی نهایی در نهایت با تبعیض و تنها تحت یک وکیل تسخیری خود دادگاه، اعلام و اجرا می گردد. در صورت درخواست تجدید نظر از جانب مجرم، باز هم وی ناکام می ماند.

4-     امری بی ارزش

هدف از هر مجازاتی، تنبیه و اصلاح مجرم است. این درحالیست که طبق آخرین گزارشات، اعدام هیچ تأثیری در کنترل آمار قتل ها ندارد. حتّی در برخی مواقع، اثری برعکس بر مجرمین داشته است، طبق آمار، قتل و ضرب و شتم در بعضی از ایالات ها مثل نیویورک که مجازات اعدام بیشتر اعمال می شود، به نسبت 20 سال پیش، 48% افزایش یافته است، در حالی که در دیگر ایالات که این مجازات کمتر اعمال شده است، این آمار تنها 23% بوده است.

5-     اتلاف وقت

در برخی موارد، به دلیل صرف زمان های زیاد در طول مدت تحقیقات، تشکیل دادگاههای طولانی مدّت و با فاصله زمانی طولانی، تقاضای تجدید رأی و …، این اتلاف وقت، به نوعی خود، مجازات و مرگ تدریجی برای مجرم محسوب می شود که تحمّل آن از اعدام سنگین تر است!!

6-     نگاهی به عوامل ارتکاب جرم

بسیاری از مجرمین، به دلایل مختلفی چون، مشکلات روحی، روانی، تأثیرات محیط و زمان ارتکاب، غفلت و ناخواسته بودن جرم، … دست به این جرائم وحشتناکی زده اند. پس بهتر است منصفانه تر، با بررسی دلایل، کمی نرم تر و عادلانه تر تصمیم بگیریم.

7-     در صورت اعدام فرد مجرم، همسر، فرزند و خانواده ی وی، بدون اینکه گناهی در ارتکاب جرم داشته باشند، مادام العمر از نبود وی رنج می برند.

8-     تأثیر اجتماعی

در واقع، اعدام، خود هویتی شبیه قتل را دارد. حتّی اگر توسط قانون و قضات به اجرا درآید. در آن حسّ انتقام جویی موج می زند و ذاتاً غیر انسانیست. در عین حال این وجه را در مردم ایجاد می کند که برای مبارزه با هر جرمی، خشونت لازم است!

در آخر،

اعدام به نوعی زیر پا گذاشتن معنویات و انسانیت است. مجازاتی که همواره غیر عادلانه در همه ی تمدّن ها رواج داشته و ادامه یافته است.

حقیقت این است که وجود ناهنجاری ها فرهنگی و تورم اقتصادی در جوامع، باعث بروز این خشونت ها و جرائم می شود. بنابراین بهتر است ریشه ی این جرائم را پیدا کرد و به اصلاح وضعیت اخلاقی و اقتصادی در جامعه پرداخت.

در اصل، اعدام، خود به نوعی حس کینه توزی و انتقام را در جوامع گسترش داده و روح هر انسانی را جریحه دار می کند.

منبع : مردمان

Add comment فوریه 8, 2010

قورباغه شیشه ای با قلب پیدا !

گروهی از دانشمندان آمریکایی و اکوادوری موفق شدند در جنگلهای بارانی اکوادور گونه های جدیدی از قورباغه ها، مارها و مارمولکها را کشف کنند.

قورباغه شیشه‎ای

منبع

Add comment فوریه 3, 2010

تفاوت عشق با وابستگی

“کسی که خود را اسیر هوس می کند، به سوی نابودی پیش می رود، امّا آن که عاشقانه بر عشق بوسه می زند، همچون پرنده ای به سوی طلوع و آزادی، پرواز میکند” “ویلیام بلیک”

وابستگی  چیست؟

وابستگی به احساسی گویند که کسی با اسارت و بستن دست و پای خود، نفر مقابل را نیز اسیر خود می کند و به اعماق چاه می کشاند. اگر کسی در یک رابطه احساس ترس و عدم امنیت کند و دائماً فکر از دست دادن یار خود باشد، ناخودآگاه وابسته می شود.

وقتی وابسته کسی می شوید، بر او تکیه می کنید و هر چه که بگوید و انجام دهد، برای شما خوشایند است و در این بین است که به او نزدیک تر و به نوعی با وی آمیخته می شویم. وابستگی با نزدیکی ارتباط با شخص مقابل، رابطه ای مستقیم دارد.

ما با خیال عشق، نزدیک تر و وابسته تر می شویم تا اینکه منیّت خود را از دست می دهیم و محو می شویم. وابستگی به حالاتی چون، کنترل طرف مقابل، حسادت و محدود کردن آزادی منجر می شود، در این وضعیت، ما تابع احساسات فوق هستیم و تمام ابعاد زندگی ما را همچون زنجیری احاطه میکند.

این وابستگی تمام زندگی ما را در بر می گیرد و همچنان ادامه می دهیم تا وقتی که یکی از طرفین یا چیزی، اوضاع را تغییر دهد، با کوچکترین تناقضی، نسبت به یار خود،  عکس العملی تند نشان داده و متعاقباً در این جرّ و بحث، کلماتی رد و بدل می شود که باعث ایجاد حس تهدید، از دست دادن وی و به آتش کشیدن روح ما می شود و نتیجه ای جز، احساس حقارت، انتقام جویی و خودخوری در بر نخواهد داشت. اگر وابسته ی کسی شوید، دوست دارید که همه چیز طبق خواسته و نظر شما پیش رود و به دلیل عدم اجراء و تایید آن،  احساس می کنید در زندگی طرف خود زیادی هستید و سردرگم و گیج می شوید.

چارلت کاسل در کتاب خود(اگر بودا ازدواج می کرد)، می گوید: “در وابستگی، دو طرف وابسته ی تحسین، تصدیق، سکس، امنیت خاطر و حالات و عواطفی هستند تا بتوانند ارزشهای خود را باور کنند. جملاتی تکان دهنده چون، “من با تو احساس خوبی ندارم” یا در مقابل، “تو به من احساس خوبی می دهی”، این ها علائم وابستگیست، چرا که در صورت عدم وجود طرف مقابل و نظرات او، شخص اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. این به آن معنی نیست که کسانی که فقط وابسته نیستند و عاشق واقعی هستند، این تأییدات، جملات و حمایت ها را در رابطه ی خود ندارند، بلکه عاشق های حقیقی، در اعتماد به نفس، ذات و خلق و خوی خود، وابسته ی مطلق و پیرو معشوقه ی خود نیستند و با حفظ منیت درونی خود، عاشق یار و همدم خود می باشند.

عشق

کسی که عاشق واقعیست، معشوقه ی خود را رها و آزاد می گذارد، عشق می ورزد بدون انتظار، خود محوری در این رابطه معنایی ندارد، عاشق، همواره با احساسات عمیق، معشوقه خود را می ستاید، اگر بین آنها بحث یا مشکلی باشد، درست است که هر دو طرف غمگین و ناراحت می شوند، اماّ خوب می دانند که در انتها باز هم به سوی هم برمی گردند و گاهی اوقات این ناراحتی ها، باعث جذّابیت و استحکام بیشتر رابطه ی آنها می شود. وی همواره از معشوقه خود انتظار ندارد که حکم دلقکی را بازی کند و دائماً او را خوشحال کند.

عشق زمانیست که با چشم و ذهنی باز بسوی یار خود بشتابیم، این حس از درون و اعماق وجود ما شکل می گیرد. در نگاه اوّل، تمام وجود ما دگر گون می شود، در این بین وابستگی و دلبستگی نیز ایجاد می شود، امّا با این تفاوت که این عشق دو طرفه است و هر دو به یکدیگر اجازه می دهند که با کنترل این وابستگی، فضایی آزاد برای سیر در افکار عاشقانه خود داشته باشند و با مرور زمان این دگرگونی و عواطف، بدون بستن دست و پای همدیگر، بیشتر و بیشتر می شود.

از وابستگی تا عشق

چطور می شود که رابطه ها از وابستگی و اسارت به درجه ی عشق و آزادی می رسد؟ و از پیچک های مزاحمی که تحت عنوان دوست داشتن ولی در اصل وابستگی،  وجود ما را در بر گرفته آزاد شویم و با حسّ رهایی و استقلال از عشق و رابطه ی خود با معشوقه مان لذّت ببریم؟

اوّلین گام در این راه، خود شناسی است، با بررسی رفتار و اعمال خود ببینیم که دقیقاً کدام از آنها را بدون خواسته و آگاهی خود، طوطی وار اجرا می کنیم. حقیقت این است که نهایت رابطه ی وابستگی چیزی جز رنج و عذاب نیست. نحوه ی واکنش ها، انتظارات خود را از طرف مقابل بررسی کنید و نسبت به اطمینان و تداوم حقیقی این رابطه مطمئن شوید. اگر وابسته باشید، به وضوح می بینید که ناخودآگاه گفتار و رفتار شما صرفاً تحت فرمان طرف مقابل شماست.

گام بعدی این است که خود بخواهید که از این اسارت رها شوید، اگرچه در این راه باید به تدریج و بادرایت عمل کرد. مسلماً این تغییر حالت، در بیشتر مواقع، سخت و دردآور است، البته تحمّل این حالات، زمان بر بوده و به یکباره نباید صورت گیرد، همچنین در این بین باید از اعتراض و سرزنش و مقصّر دانستن طرف مقابل خودداری کنید. “خود را کنترل کنید”، به این معنی که در حین ترک عادات غلط قدیمی، با کنترل احساسات خود، از شکایت و ایجاد اضطراب و آشفتگی جلوگیری کنید. البته در این بین باید انتظار هر عکس العملی را از طرف مقابل خود داشته باشید، مثل، عصبانیت، توهین و…، کار راحتی نیست امّا باید صبورانه تحمّل کنید.

امواج و افکار منفی همیشگی را که باعث ایجاد عدم امنیت و ترس در وجودتان بود را رها کنید و واکنشی به آنها نشان ندهید. به جای احساس قربانی شدن، مسئولیت اعمال و رفتار خود را بپذیرید و اختیار خود را به دست بگیرید.تنها به چیزی فکر کنید که در شما احساس آرامش می دهد نه سرزنش و انتقاد و اجبارات منفی طرف مقابل، شما خود مسئول خوشنودی خود هستید. به جای اینکه خود را همچون موجودی آویزان به وی حس کنید، نقش حیاتی خود را به عنوان انسانی بالغ بدست گیرید.

اگر بتوانید یار خود را بدون هیچ انتظار، تحکّم و … تصور کنید، موج سرزندگی، آزادی فوق العاده و جدیدی وجود شما را در بر می گیرد، اگر هر دو طرف به نتایج عذاب آور، ترسها و خواسته های بی منطق و رنج آور ناشی از وابستگی آگاه شوند، هر دو به خود می آیند و بر آن می شوند تا با یک بازنگری، رابطه ی خود را از یک رابطه ی تحمیلی به رابطه ای سرشار از شادی و انرژی مثبت تغییر دهند. در واقع با تسلط و کنترل خواسته های نامعقول خود، ترسها، عصبانیّت و صدمات ناشی از واستگی را محدود و ابر تیره را از روی خورشید عشق و حرارت ناشی از آن که تا به حال مخفی مانده بود کنار می زنید.

منبع : مردمان

Add comment ژانویه 29, 2010

علم بهتر است یا ثروت ؟؟؟

علم بهتر است یا ثروت ؟

Add comment ژانویه 25, 2010

ماهی های پرنده !!!

دیوید آتنبرو مستندساز مشهور انگلیسی در مجموعه حیات خود نمونه هایی از عجیبترین گونه های جانداران در جهان را به همراه محل زندگی آنها معرفی کرده که پرنده ماهی از جمله این گونه ها به شمار می رود.

مهر: یکی از رویایی ترین این جانداران پرنده ماهی ها هستند که قادرند مسافتی برابر 50 متر را بر فراز آب دریا پرواز کنند، این ویژگی منحصر به فرد که هیچ ارتباطی با گونه آبزیان ندارد به این ماهی های کوچک کمک می کند به راحتی از تهدید شکارچیان خود بگریزند.

این جانداران در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و آخرین رکوردی که از مدت پرواز این ماهی های زیبا به ثبت رسیده 45 ثانیه پرواز در خارج از سطح آب بوده است.

گونه دیگر از عجایب جهان ماهی گل خورک است که آبشش خود را به گونه ای با دو محیط انطباق داده است که در هنگام خروج از آب مقادیری آب را در آن نگهداری کند.

همچنین باله های این ماهی نیز به گونه ای تکامل یافته که در خشکی و در محیطهای گل آلود ماهی از آن به عنوان پا برای راه رفتن استفاده می کند. این ماهی ها می توانند با کمک پاهای خود و به منظور جلب توجه به هوا بپرند.

ماهی

به نقل از کنجکاو

Add comment ژانویه 24, 2010

Previous Posts


توجه توجه

1- به قسمت بزرگسالان حتما حتما مراجعه کنید 2 - حتما به دسته بندی ها یه سرکی بکشید . ضرر نمیکنید 3 - نظر یادتون نره

آمار وبلاگ

RSS Top Of Best

پست های اخیر

برترین مطالب

دسته ها

بایگانی

لینک های مفید

دوستان

برگه‌ها

اطلاعات

برچسب‌ها

FireFox ازدواج امام زمان(عج) تست خود شناسی خاتمی دانلود رمضان رپیدشیر رپید شیر سینوزیت شاهین نجفی شجریان عید فایرفکس فلش فیلم محسن نامجو موذن زاده نیمه شعبان هاتبرد همسر پرسپولیس کردان گل