فن سخن و بیان -راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام !!
اول از همه عذر خواهی میکنم به دلیل تاخیر در بروز کردن این وبلاگ ، که اونم دلیل داره : از طرف دانشگاه رفته بودیم مسابقات دانشحویان علوم پزشکی کشور
از نتایجش نپرسید
فکر کنم این مطلب به درد همه بخوره :
اگر به نکات زیر دقت کنید هنر فن بیان و محاوره بسیار آسان می شود و در موقعیت های اجتماعی با اعتماد به نفس کامل می توانید ارتباط برقرار کنید.
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و سردی
بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!
اولین قانون برای شروع گفتگو :
1- بخواهید که درباره ی موضوع اصلی صحبت کنید نه حاشیه :
1-1 در محیط کاری :
اگر شما با یک بازاریاب حرفه ای طرف هستید ، او هر طور شده رشته کلام را به دست می گیرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به یاد داشته باشید او هیچ وقت شما را در موقعیتی قرار نمی دهد که کلمه بله یا خیر را در مورد تایید یا عدم تایید جنس مورد نظر بگویید .
به طور مثال شما هرگز از دهان آنها این حرف را نمی شنوید که : آیا می خواهید این بیمه را بخرید ؟!حتی اگر با خرید مخالفت کنید باز هم پافشاری او بیش ترشده و با با عباراتی مثل : شما اصلا” در مورد این بیمه چیزی می دانید ؟!! و در این وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش می دهد ” نه هیچی نمی دانید ” و یک سری چیزهایی بیان می کنند که شاید در نهایت هیچ ربطی به موضوع اصلی نداشته باشد ، در این حالت فروشنده راحت می تواند به هدف اصلی خود برسد و بحث را ببندد. این بازاریاب ها سوالاتی می کنند تا شما را به اهداف و پیش بینی های ذهن خود نزدیک کرده و چون شما در موقعیت یک فروشنده نیستید ، بالاخره راضی به خرید می شوید ! بنابراین موضوع اصلی بحث را فراموش نکنید.
2-1- این حالت در موقعیت های روزمزه اجتماعی چگونه می شود ؟
فرض کنید سر میز شام هستید با دوستانتان ، شما نباید فقط بگویید ” این مرغ چقدر خوشمزه است !” بلکه با اضافه کردن کلماتی به سوال خود منتظر پاسخی می مانید !
بطور مثال ” این مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در یک شب دیگر بسیار لذید می شود ! بگویید کی و کجا آن را درست کنیم و بخوریم ؟1!
خوب ! سکوتی بین شما و آنها ایجاد می شود که در حین اینکه آنها از درون از دست شما عصبی هستند ولی تنها شما آنها را مجبور کردید که با خوشحال نشان دادن خود سعی کنند تنها نظر شما را بپذیرند و موضوع گفتگو شروع می شود!
مثال دیگر :
شما می خواهید در مورد لباس یک خانم نظر دهید و آن را کامل تر کنید :
شما نباید بگویید :” چه لباس قشنگی ” خوب ، مطمئنا” او تنها پاسخ می دهد ” متشکرم! “
بنابراین این طور می پرسید :” چه لباس قشنگی ! از کجا خریده ای ؟ ” ، در این حالت پاسخ او کامل تر است و حداقل می دانید از کدام فروشگاه خرید کرده است ، پس این طور ادامه می دهید و می پرسید : ” آن فروشگاه کجاست ؟” و در ادامه می گویید” همسر من ( یا کس دیگر را مثال بزنید ) از جای دیگر خرید می کند، من واقعا” لباسهای سبک اصیل و رسمی را دوست دارم تقریبا” شبیه مدلهایی که درتلویزیون است ، شما دیده اید ؟! ” و به این ترتیب گفتگو ادامه می یابد …
2- آرام و خونسرد باشید :
یک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم می شود ، همیشه باادب باشید و با روی خوش ، دیگران همیشه با چنین کسی دوستانه برخورد می کنند.
3- می توانید دقیقا” از جایی که هستید شروع کنید :
به طور مثال اگر مورد اصلی بحث محیطی است که در آن هستید این طور می گویید :
” چه دکور جالبی !” ” نظر شما درباره ی رنگ آمیزی آن چیست ؟!”
نباید دائم به آن چیزی که خودتان علاقه دارید اشاره کنید ، نظر دیگران را بخواهید تا پاسخی هم از آنهاداشته باشید واین چنین است که ناخودآگاه گفتگو شروع می شود.
اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به عنوان نقد کننده خبری هستید بازهم نظر دیگران را بپرسید و آنها را در بحث سهیم کنید.
در باره ی موضوعی که ممکن است کسی ناراحت شود بحث نکنید چرا که خیلی موضوعات عادی و عمومی هستند که افراد می توانند بدون ایجاد دلخوری در مورد آنها گفتگو کنند.
در واقع مهم این است که به طریقی آنها را درگیر بحث کنید و محاوره به خودی خود ادامه می یابد.
به یاد داشته باشید اگر بین افراد ، سکوتی حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خیلی خوشحال می شوند که کسی مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند.
منبع : مردمان
Add comment نوامبر 25, 2009
فیلم زایمان کردن پاندا !
به لینک زیر برید و این فیلم جالب رو ببینید، البته اگه باستون جالبه !
Add comment نوامبر 15, 2009
7 سوالی که همه کتاب نخوانها میپرسند !
از اونجایی که ما ایرانی از نظر مطالعه ……. اصلا بی خیال….. خودتون بخونید
لطفا بیدار شوید، به خودتان بیایید و دست از این همه شکسته نفسی بردارید شما که این همه وقت برای سرکار گذاشتن دوستان و استادان دارید، دیگر چرا؟ شما که این طور بفرمایید، ما چه بگوییم؟…
آخرش که چی؟!
سوالهای کتاب نخوانها معمولا بهانههای کتاب نخوانی هم هستند؛ برای همین است که جواب دادن به این سوالها میتواند شما را مجبور به کتاب خواندن کند؛ البته به شرطی که آن قدر وجدان داشته باشید که با حل شدن بهانهها، دنبال راه جدیدی برای فرار از کتابخوانی نگردید!
چه کار کنیم کتاب خوان بشیم ؟
آدم را سگ بگیرد، اما جو نگیرد. لامصب این جو گرفتگی چیز غریبی است؛ آدم را از این رو به آن رو و حتی بالعکس میکند. شما چند ماه با یک مشت کتابخوان غیرخرخوان بگردید و با آنها به کتابخانه و کتابفروشی و این قبیل جاها بروید. بعدش خودتان دلتان برای چهار تا طرح جلد خوش آب و رنگ و رفیق جنگ و سالن تنگ و کتابدار مشنگ، تنگ خواهد شد؛ آن هم به صورت لحظه به لحظه و دنگ دنگ.
چند تا کتاب بخونیم بس است ؟
برای جواب این سوال بین دانشمندان اختلاف هست؛ بعضی گفته اند: «100 کتابی که پیش از مرگ باید خواند» و بعضی هم گفته اند: «یکی دیگر هم بخوانم و بمیرم بهتر است یا نخوانده بمیرم؟» شما اگر آمارت هنوز زیر 10 تا کتاب غیردرسی است، بهتر است این طرفها پیدایت نشود.
به جای کتاب مجله بخوانیم، قبول نیست؟
داستان آن آهنگر را شنیده اید که به شاگردش گفت ایشان میتواند در حالتهای نشسته، لمیده، درازکش و حتی در گور خوابیده به فعالیت خودش ادامه بدهد منوط به اینکه در آن کوره آهنگری لعنتی بدمد؟! این حکایت البته به جواب سوال شما ممکن است ربط داشته باشد اما در آمارگیریها به آن توجه نشده و متاسفانه سرانه مطالعه را برای همان دمیدن در حال ایستاده و مثل آدم در نظر میگیرند. حالا دیگر خود دانید؟
حالا نمیشود فیلمش را ببینیم؟
چرا میشود اگر خودتان خسته میشوید مغز مبارک رابه کار بیندازید و یک داستان را توی ذهنتان بسازید و برای شخصیتهایش ایضا توی همان ذهنتان «چشم چشم دو ابرو» بگذارید، حتما بروید آن فیلمش را ببینید. خسته نباشید!
وقت از کجا بیاوریم کتاب بخوانیم؟
لطفا بیدار شوید، به خودتان بیایید و دست از این همه شکسته نفسی بردارید شما که این همه وقت برای سرکار گذاشتن دوستان و استادان دارید، دیگر چرا؟ شما که این طور بفرمایید، ما چه بگوییم؟ فوق فوقش این است که برای رسم نمودار مسیر رفت و آمدتان، طولانیترین یا شلوغترین مسیر ممکن را انتخاب کرده، در ساعات گرفتاری در ترافیک، کتاب میخوانید دیگر. این هم شد سوال؟
پول از کجا بیاوریم کتاب بخریم؟
برای این کار روشهای بسیاری هست که ما به ذکر یک نمونه اکتفا میکنیم. در این روش شما یک شب برای همسر محترم در باب اهمیت کتاب در زندگی و نقش فرهنگ در استحکام مبانی خانواده داد سخن میدهید و بعد هم اظهار میدارید که برای تامین هزینه کتاب ناچارید از مخارج شام بیرون کم کنید. از آنجا که همه آدمها از ناحیه شکم آسیبپذیر هستند، به هفته نکشیده خود خانم طوری ردیفهای بودجه را جابه جا کرده اند که هم پول کتاب تویش باشد و هم شام رستوران.
یک کتاب چقدر پول میخواهد؟
فرمول کلی محاسبه قیمت کتاب با قطع معمول و درزمان حاضر صفحه ای 20 چوق است؛ یعنی مثلا کتاب 500 صفحه ای احتمالا 10 هزار تومانی آب میخورد. قطع جیبی و پالتویی بالاخره باید اندکی ارزان تر باشند که این اختلاف را مخصوصا در تعداد صفحه بالا نشان میدهند. هر چه نوبت چاپ کتاب پایینتر باشد، ارزانتر است. و بالاخره اینکه جلد سخت (گالینگور) به جای جلدهای ساده مقوایی (شمیز) یک تنه قیمت را چند هزار تومانی بالا میکشد.
کتابهایی که ما به شما توصیه میکنیم تا 5 هزار تومانیها هستند که برای جیبتان مناسبند، قطرشان با روشنفکری جور در میآید، یک چیزی ازشان میفهمید و با توجه به حجمشان واقعا حوصله میکنید بخوانیدشان.
زیر 2 هزار: کتابهای یک بار مصرف، کتابهای جیبی، کتابهای کودکان، کتابهای شعر (که این رقم هم از سرشان زیاد است)، کتابهای قدیمی ناشران دولتی یا عتیقه ای که هنوز عقلشان به گران کردن نرسیده.
2 تا 5 هزار: کتابهای رمان، قصه، نمایشنامه و از این دست با جلد شمیز.
5 تا 12 هزار: همان موارد بالا با جلد گالینگور، کتابهای جلدی و کلا کتابهای دارای ترجمه خوب، ناشران زرنگ و خریداران ساده دل.
بالای 12 هزار: کتب مرجع، کتابهای هنری و کتابهای ویترینی که قرار است رنگشان به کتابخانهتان بیاید.
تبصره: کتابهای نایاب و دست دوم و افعال بی قاعده در هر گروهی ممکن است جای بگیرند.
از کجا شروع کنیم؟
نمیشود ناگهان به یک خوره کتاب درست و حسابی تبدیل شد. کتابخوانی راه میان بر ندارد. اولین پلهها را باید خودتان تنهایی بروید.
از قدیم گفته اند: «کم بخوان، همیشه بخوان». این ضرب المثل حکیمانه علاوه بر شبهای امتحان، در مورد کتابخوانی تفننی هم صدق میکند حتما با کتابهای کوچک و کم حجم شروع کنید و نگران تمسخر احتمالی دوستان به خاطر زیر بغل نزدن هر 7 جلد «در جست و جوی زمان از دست رفته» نباشید!
البته خیلی هیجان انگیز است که آدم بداند «داستان پساپست مدرن» چه جور جانوری است و برای دوستانش هم در همین زمینه کنفرانس تخصصی بدهد اما شما تا وقتی که داستانهای خطی و راحت الحلقوم را نخوانده باشید، متاسفانه نمیتوانید کنفرانس مذکور را بدون سوتی برگزار کنید؛ بروید سراغ نویسندههای بدون ادا و اصول.
به سرعت یک یا چند کتابخوان دیگر را شناسایی کرده، او (یا آنها) را درباره موضوع و سبک و قیمت کتاب مورد نظرتان سین جیم کنید. یادتان باشد که بی گدار به آب نزنید ولی از آن طرف، زیادی هم لفتش ندهید. نتیجه کار فرسایی همیشه عینهو جنگ ویتنام افتضاح از آب در میآید.
نویسنده یا مترجم خوبی که قبلا از یک کارش خوشتان آمده را نشان کنید و یکراست سراغ باقی کارهای او بروید. لازم نیست به نویسنده ای که قبلا از کتابش خوشتان نیامده فرصت مجدد بدهید؛ آن وقت علاوه بر نقصان مایه، باید شماتت همسایه را هم بکشیدها!
خوب است بعد از خواند یک کتاب، کمی هم با باقی کتابخوانها درباره آن حرف بزنید و پست سر نویسنده یا شخصیتها صفحه بگذارید؛ هم کیف میدهد و هم حس نقد و قدرت انتخاب کتابهای بعدی تان بالا میرود. اگر هم بالا نرفت، نرفت؛ فدای سرتان؛ مهم دور هم بودن است.
از کجا شروع نکنیم؟
توقع نداشته باشید با خواندن یک کتاب افتضاح در همان گامهای اول، انگیزه کتابخوان شدن تان مدت زیادی دوام بیاورد. برای کتابخوان شدن، چیزهایی هست که باید از آنها احتراز کنید.
به این زودیها سراغ «کلاسیک»ها نروید چون اولا خیلی عریض و حجیم هستند و دوم اینکه اگر شما همین اول کار، تولستوی و داستایوسکی بخوانید، بعدا میخواهید چی بخوانید؟ آدم خوب است همیشه انگیزه پیشرفت داشته باشد!
دور آن کتابهایی را که قبلا فیلم و کارتونشان را دیده اید، قلم بگیرید. معروف است که میگویند شاهکارهای ادبی در تبدیل به فیلم چیز گندی از آب در میآیند و داستانهای درجه 2 فیلم شاهکاری میشوند. اما شما تا وقتی که سلیقه ادبی تان به حد تشخیص درجه 1 و 2 از هم نرسیده، نمیخواهد صحت این حرف را امتحان کنید.
با احساس و عواطف خودتان بازی و حتی بازی بازی نکنید. شما که از خون و خونریزی چندشت میشود، دلیلی ندارد بروی سراغ کتابهای پلیسی. وقتی در تمام طول تحصیل، یک بار هم نمره بالای 17 نگرفته ای، علمی– تخیلی خواندنت برای چیست؟ اگر از ارتفاع میترسی، «جاناتان مرغ دریایی» را میخواهی چه کار؟
شما که زبان انگلیسی ات خوب نیست، این چه جور خزنده ای است که میخواهی حتما کتاب زبان اصلی بخوانی؟! حتما خودت را به دکتر نشان بده.
اگر از یک کتاب چند ترجمه وجود دارد، یادتان باشد که جز مقوله بسیار مهم مقایسه قیمتها و پیگیری روند افزایش تورم، یک مختصر نگاهی هم به داخل کتابها بکنید و یک جمله یا پاراگراف را در آن چند کتاب با هم مقایسه کنید. ترجمه بد، تمام ذوق کتابخوان را میکشد و میسوزاند و خاکسترش را هم به باد میدهد.
هفته نامه همشهری جوان
به نقل از اینجا
Add comment نوامبر 13, 2009
چگونه رابطه بهتری با همسر خود داشته باشیم ؟
این مطلب رو با تخلص از سایت مردمان به صورت خیلی خلاصه ولی بسیار مفید (امیدوارم) براتون میزارم :
متاسفانه در جامعه ما رابطه بسیار از زوج هایش جوان آنطور که باید باشد ، نیست ، دلیل اون هم اینه که ما ( یعنی خودم هم مشمول میشم ) آموزش درستی نسبت به این جور مسائل نداریم و اگر هم داشته باشیم خیلی کم تحربه هستیم .
از جمله مشکلاتی که در اغلب اوفات پیش میاد :
- بعضی از زوج های جوان بعد از ازدواج متوجه می شوند که به یکدیگر علاقه ندارند یا با روشن شدن مسایل خاصی و پیش آمدن مشکلاتی علاقه آن ها نسبت به یکدیگر از بین رفته است.
- به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی و … زن و مرد از باهم بودن خسته شده اند و زندگی مجردی را به زندگی مشترکشان ترجیح می دهند.
- زن و مرد با یکدیگر تفاهم ندارند و سلایق و عقاید آن ها در اغلب زمینه ها متفاوت است.
- زن و مرد با یکدیگر بد رفتارند و پرده حیا و عفت کلام بین آن ها از بین رفته است.
- فرد دیگری را مناسب زندگی خود می دانند و ته دل از وصلت صورت گرفته رضایت ندارند.
- طرف مقابل را همسطح خود نمی دانند و از ادامه زندگی با او بیزارند.
- توان حل مشکلات پیش آمده را ندارند و احساس می کنند که با طرف مقابل تناسب فکری در رفع مشکلات را ندارند.
- تصور می کنند مشکلاتی که در زندگی زناشویی آن ها وجود دارد به هیچ عنوان حل شدنی نیست و امکان رسیدن به نتیجه دوطرفه وجود ندارد.
راحل چیست ؟
با یکدیگر واضح و صریح صحبت کنید ( مهمترین فاکتور )
وقت بیشتری را با هم بگذرانیده
به صورت طنز با یکدیگر صحبت کنید
با یکدیگر با احترام و ادب رفتار کنید
از جملات “دوستت دارم”، “تو بهترین فرد زندگی من هستی” و جملات مشابه به موقع و هنگام انتظار استفاده کنید.
اشتباه های خود را بپذیرید و به موقع از همسرتان عذرخواهی کنید.
به ورزش و بازی های مورد علاقه یکدیگر بپردازید
در صورت لزوم با مشاور مراجعه کنید
به امید روزی که به جای بعضی از درس های مزخرفی که در دبیرستان و دانشگاه تدریس میشه و به هیچ دردی نمیخورن مثل . . . . . آموزش های لازم در مورد مسائل زندگی و از همه مهمتر مسائل زناشویی داده بشه .
2 comments نوامبر 10, 2009
یه جمله کوچولو ولی خوشگل
Give laugh to all,but smile to one
Give cheeks to all,but lips to one
Give love to all, but heart to one
Let everybody love you,BUT YOU LOVE ONE
1 comment نوامبر 6, 2009